چه کسی قاتل غواصان است؟

این مطلب، تلخیصی است از متن کامل نگارنده با عنوان «دلواپس نیستم اما ذوق زده نشویم» که در حاشیه برخی از واکنش‌ها به بازگشت شکوهمندانه پیکر غواصان شهید و برگزاری مراسم حماسی تشییع آن ها نوشته شده است.

هنرنا-سعید مستغاثی/ آنها که در شرایط اشغال هزاران کیلومتر مربع از خاک میهن، دفاع را نادرست می دانستند، گفتند که ادامه دهندگان جنگ مقصر هستند! آنان که روزی دل در گرو صدام و اعوان و انصارش داشتند و امروز سر در توبره حامیان آن روز صدام دارند، می گویند که عراقی ها مقصرند، آنها بچه های شما را کشتند و حالا هم دارید کمکشان می کنید! گروهی هم اشتباهات فرماندهی جنگ را عنوان می کنند که علی‌رغم تردید در لو رفتن عملیات اما به هر دلیلی آن را ادامه داد. منظورم طریقه شهادت غواصان رشیدی است که مردم قدر شناس به وداع با آنها رفتند. نحوه شهادت این رزمندگان شهید بسیار تکان دهنده بود و قلب هر ایرانی و مسلمان و انسان آزاده را به درد آورد.
اما با وجود همه آنچه عنوان می شود و می گویند و شایع است، در یک موضوع به هیچوجه نمی توان تردید کرد. در یکی از صحنه های پایانی فیلم «از کرخه تا راین» (ابراهیم حاتمی کیا-۱۳۷۱) که گروهی از خبرنگاران خارجی به مصاحبه با مجروحان شیمیایی مشغولند، یکی از این مجروحین (که نقش وی را مرحوم ابراهیم اصغر زاده ایفا می کند) در پاسخ یکی از همان خبرنگاران که درباره جنایت صدام می پرسد، می گوید ، گناه صدام هر چه باشد، گناه آنهایی که به وی کمک کردند،سلاح شیمیایی دراختیارش گذاردند و تقویتش کردند ، بیشتر است.( نقل به مضمون)
گفته می شود اغلب غواصان شهیدی که در تهران تشییع شدند، در عملیات کربلای ۴ به شهادت رسیدند و گفته شده عملیات کربلای ۴ پیش از شروع لو رفته بوده است. دیوید کریست «مورخ ارشد» و مشاور سابق وزارت دفاع ایالات متحده، در مرداد ۱۳۹۲ در مصاحبه‌ای با
بی بی سی فارسی تایید کرد که ایالات متحده با ارائه اطلاعات عملیات کربلای ۴ به عراقی ها، باعث شکست این عملیات شده است. کریست اضافه کرد که به طور کلی آمریکا، حداقل از حدود دو سال قبل از عملیات کربلای ۴ تصمیم به حمایت اطلاعاتی از حکومت عراق گرفته بود. مطابق یک سند از طبقه بندی خارج شده، در سال ۱۹۸۴ رونالد ریگان در دستوری دولت آمریکا را موظف به جلوگیری از سقوط صدام در مقابله با جمهوری اسلامی ایران کرده بود. دستوری که در سال های بعد، به کمک های اطلاعاتی موثر واشنگتن به بغداد انجامید.
شاید اگر همین امروز هم به آرشیوهای خبری آن روزهای جنگ مراجعه کنیم خبر پرواز آواکس های آمریکایی از پایگاه های عربستانی و ارسال اخبار آرایش جنگی ایران برای عراقی ها جزو گزارشات مکرر و روزمره آنها رویت شود.
اگرچه امروز دیگر حمایت و وادار کردن یا چراغ سبز دادن آمریکا و غرب به صدام برای تجاوز به ایران، موضوعی تازه محسوب نشده و با افشای دهها سند و مدرک معتبر (به جز آنچه در طول جنگ ۸ ساله از سوی ایالات متحده در حمایت عملی از صدام و رژیمش صورت گرفت) در این باره ، هر فردی با کمی مطالعه می تواند آن را دریابد. از جمله اینکه :
۱- وقتی کودتای نوژه در تیرماه ۱۳۵۹ شکست خورد در اعترافات سران کودتا و اسناد دیگری که از منابع مختلف فاش شد، روشن گردید که آمریکا برای به شکست کشاندن انقلاب اسلامی دو طرح عاجل کودتای نظامی و جنگ را در نظر گرفته و کودتای نظامی را در اولویت نخست خود قرار داده است. دوستانی که سن و سالشان قد نمی دهد، می توانند به روزنامه ها و جراید ان روزها و اعترافات سران کودتای نوژه مراجعه کنند.
۲- با شکست کودتای نوژه، تقدم دوم طرح توطئه علیه نظام جمهوری اسلامی یعنی جنگ تحمیلی صدام در دستور کار قرار گرفت. روزنامه «ایت دیز» در ۱۱ اکتبر ۱۹۸۰ (حدود ۳ هفته پس از تجاوز صدام به خاک ایران) درباره تحرکات سیاسی پیش از آغاز جنگ نوشت :
«…برژینسکی (مشاور امنیتی جیمی کارتر) برای آماده سازی و اطلاع از وضع عراق برای شروع جنگ ، سفرهای محرمانه مکرری به بغداد کرد، به طوری که مجله ژورنال استریت مورخ ۸ فوریه ۱۹۸۰(هفت ماه و دو روز پیش از آغاز تجاوز صدام) یکی از این سفرهای محرمانه را فاش ساخت و تایمز لندن مورخ ۱۷ ژوئن ۱۹۸۰(حدود ۲ ماه قبل از شروع جنگ تحمیلی) به ملاقات برژینسکی و صدام اشاره کرد..»
۳- فیلم مستندی که از ملاقات دونالد رامسفلد به عنوان فرستاده ویژه ریگان با صدام در سال ۱۹۸۳ (۳ سال پس از آغاز جنگ) وجود دارد را می توان گفت تقریبا هر فرد پیگیر آثار مستند تاریخی ، دیده است.
۴- در ۳۰ فروردین ۱۳۶۷ ایالات متحده به نفت‌کش‌ها و سکوهای نفتی غیرنظامی ایران در خلیج فارس حمله کرد. تنها دو روز پیش از آن و در روزهای ۲۸ و ۲۹ فروردین، عراق برای بازپس گیری شبه جزیره فاو شروع به بمباران شیمیایی و به‌کارگیری آتش بسیار سنگین توپخانه علیه مواضع ایران نموده بود. در جریان این حمله بالگردهای آمریکایی به نفع نیروهای عراقی مستقیماً وارد جنگ با ایران در فاو شدند.
۵- در ۱۲ تیرماه ۱۳۶۷ ناو جنگی وینسنس به هواپیمای مسافربری ایرانی حمله موشکی کرد که در جریان این حمله همه ۲۹۰ مسافر و خدمه هواپیما کشته شدند. آمریکا نه تنها از این جنایت بزرگ عذر خواهی نکرد بلکه چندی بعد به آدمیرال ویلیام راجرز (فرمانده ناو وینسنس) مدال شجاعت اعطا نمود!! نکته قابل توجه اینکه رونالد ریگان در ۳۱ شهریور ۱۳۶۶ در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ایران را رسماً تهدید کرد که اگر به قطعنامه ۵۹۸ پاسخ منفی بدهد، چاره‌ای جز یک «اقدام عملی» باقی نمی‌ماند!!!
حمایت های آمریکا و غرب از صدام حتی صدای برخی فیلمسازان آمریکایی را هم درآورد:
۱- جرج لوکاس فیلمساز معروف آمریکایی و سازنده سری فیلم‌های جنگ های ستاره ای در کنفرانس خبری پس از نمایش فیلم «جنگ‌های ستاره‌ای : انتقام سیث» در جشنواره کن سال ۲۰۰۴ (یک‌سال و نیم پس از دستگیری صدام) خطاب به خبرنگاران گفت:
«ما خودمان به صدام پول دادیم و او را مجهز به سلاح‌های کشتار جمعی کردیم، اما هرگز فکر نمی‌کردیم که صدام روزی قرار است دشمن ما شود. ما به جنگ با ایران رفتیم و از صدام به عنوان نماینده خودمان استفاده کردیم. وقتی من در پایان جنگ ویتنام و در دوران نیکسون داستان نخستین «جنگ‌های ستاره‌ای» را می‌نوشتم، بیشتر می‌خواستم موضوع تبدیل شدن دموکراسی به دیکتاتوری را به چالش بکشم. در آن دوران هنوز چیزی به اسم جنگ آمریکا و عراق وجود نداشت… اما تطابق آنچه ما در جنگ با ویتنام و عراق انجام دادیم واقعاً غیرقابل باور است».
فیلمساز مشهور آمریکایی از احساس ناخوشایند خود نسبت به خطر از دست رفتن ایده‌آل‌های دموکراسی آمریکایی گفت و افزود: «آنچه امروز در ایالات متحده رخ می‌دهد، درست شبیه وقایع درون فیلم است. البته گمان نمی‌کنم اوضاع به این زودی‌ها درست شود و امیدوارم کشور ما دچار سرنوشت داستان فیلم من نشود».
۲- اما صحبت کنایه آمیز در این باره مربوط به مایکل مور (مستندساز معروف آمریکایی) به هنگام دستگیری صدام در ۱۳ دسامبر ۲۰۰۳ بود. چنین صحبت‌هایی می‌تواند حداقل برای برخی روشنفکران ما جالب باشد؛ روشنفکرانی که این روزها، عجیب از قطار روشنفکری دنیا جا مانده‌اند و بیشتر زمزمه‌گر باورهای کهنه گذشته هستند. اگرچه این اولین بار نبود که یک روشنفکر آمریکایی از واقعیات و حقایق جاری در دنیا می‌گفت، مایکل مور به هنگام دستگیری صدام در مقاله‌ای تحت عنوان «بالاخره هیولای فرانکشتاین‌مان را دستگیر کردیم» نوشت:
«آمریکا دوست صدام بود. ما عاشق صدام بودیم. ما او را مسلح کردیم. ما به او کمک کردیم که ایرانی‌ها را با گاز شیمیایی نابود کند… این اولین بار نبود که ما از یک رژیم جنایتکار حمایت می‌کردیم. اصولاً ما دوست داریم نقش فرانکشتاین داشته باشیم. هیولاهای زیادی درست کرده‌ایم: شاه ایران، سوموزای نیکاراگوئه، پینوشه شیلی و… و موقعی که دیوانه‌وار به جان مردم افتاده‌اند، بی‌تفاوت شده و یا خود را حیرت‌زده نشان داده‌ایم… ما صدام را دوست داشتیم چون حاضر شد به جنگ آیت‌الله برود. اطمینان حاصل کردیم که میلیون‌ها دلاری که برای خرید اسلحه لازم داشت به دست آورد؛ سلاح‌های تخریب همگانی. درست خواندید، او به این سلاح‌ها مجهز بود. ما خوب می‌دانیم چون خودمان به او داده بودیم!!…».
هوش سرشاری نمی خواهد که در عمق جنایت وحشیانه ای که در مورد غواصان شهید رخ داده، حضور تمام قد ایالات متحده آمریکا را رویت کنیم و نه فقط در این فقره که در تمامی جنایاتی که صدام و رژیمش در طول ۸ سال جنگ تحمیلی انجام دادند، نقش آمریکا ملموس است. دونالد رامسفلد که در سال ۱۹۸۳ به عنوان نماینده مخصوص ریگان با صدام دیدار کرد در کتاب خاطراتش به نام «دانسته ها و نادانسته ها»، علت حمایت آمریکا از صدام را دشمنی وی با ایران و سوریه (دو دشمن ایالات متحده) می داند!
اگرچه در آن روزها در واقع همه دنیا به صدام و رژیمش کمک می‌رساند؛ از فرانسه مهد دموکراسی که سوپر اتاندارد و موشک های اگزوسه می‌داد تا شوروی که موشک های اسکادش را تقدیم صدام می‌کرد تا آلمان که سلاح های شیمیایی در اختیارش می‌گذاشت (و امروز روشن شده که آلمانی ها از بررسی نتیجه آزمایشات و معالجات مجروحین شیمیایی ایران، در اصلاح و قدرتمندتر کردن آثار سلاح های شیمیایی بعدی خود که برای صدام می فرستادند بهره می گرفتند! آیا موجوداتی سبوع تر و وحشی تر از این جانوران سراغ دارید؟!) تا مرتجعین عرب امثال آل سعود و ملک حسین اردنی و ملک حسن مراکشی و … که چک های میلیاردی می‌کشیدند و سرباز می فرستادند. بنا برآمار اعلام شده از ۱۵ کشور از جمله سودان، سومالی، تونس، مراکش ، اردن ، موریتانی و… در میان ارتش صدام ، سرباز وجود داشت که بعدا در میان اسرای عراقی نامشان نوشته شد.(جنگی که علیه ایران به راه افتاده بود، یک جنگ جهانی بود).
بنابر آنچه آمد ، نسبت دادن شهادت رزمندگان غواص عملیات کربلای ۴ و ۵ به مردم عراق، جز ساده اندیشی نبوده و در نگاهی خوش‌بینانه ناشی از کمبود معلومات و سواد تاریخی و سیاسی به نظر می آید. مانند آن است که بدون شناخت و رسیدگی و درمان سرطانی که فرد بیماری را مورد هجوم قرار داده و فی المثل باعث لق شدن برخی دندان‌های وی شده (از سرطان‌های رایج) به دندانپزشک مراجعه کرده و به کشیدن آن دندان‌ها مشغول شویم! و به راستی کدام سرطان تاریخی است که همچون انگلیس در ۴-۳ قرن گذشته و مانند آمریکا در ۶۰-۵۰ سال سپری شده ، در هر نقطه از این کره خاکی که جنایت و قتل و غارتی صورت گرفته، حضور نداشته است. نیازی به فهرست کردن نیست که امروزه خود مورخین غربی بهتر و رساتر، نوشته و گفته اند اما متاسفانه معلوم نیست که چرا برخی دوستان آن را نمی بینند یا نمی خواهند ببینند!

Go to TOP