بگذار زنده رود در هوای تازه پاییز نفس بکشد

پاییز با بوی مهر از راه می رسد. پاییزی زیبا به رنگارنگی همه برگهایش. پاییز از راه می رسد و شهر گمشده مهربانش را پیدا می¬کند. شهر در این هجوم نفسگیر آدم¬ها دلش برای پاییز می¬گیرد. پاییزی که این روزها چله نشین برگ¬هایی است که یکی¬یکی از درختان سرازیر می¬شود. برگ¬هایی با درختان خداحافظی می¬کنند تا در جریان نوشدن زندگی دوباره را تکرار کنند.

هنرما- زهره قندهاری- پاییز با بوی مهر از راه می رسد. پاییزی زیبا به رنگارنگی همه برگهایش. پاییز از راه می رسد و شهر گمشده مهربانش را پیدا می¬کند. شهر در این هجوم نفسگیر آدم¬ها دلش برای پاییز می¬گیرد. پاییزی که این روزها چله نشین برگ¬هایی است که یکی¬یکی از درختان سرازیر می¬شود. برگ¬هایی با درختان خداحافظی می¬کنند تا در جریان نوشدن زندگی دوباره را تکرار کنند.
پاییز از راه می¬رسد و شهر در غمگینی زیبایی که دارد آبستن روزهای قاصدک خیز می¬شود. روزهایی که قاصدک¬های شادی خبر از مهربانی پاییز آورده¬اند. بوی خوش پاییز در شهر می¬پیچد و درختان جشن می گیرند آمدن روزهای خوبی را که در انتظار آنهاست. همه چیز آماده است برای پاییزی دوباره و گلوی شهر نفسی تازه می¬کند در حجم این همه زیبایی.
برگ¬های آویزان و تلوتلو خوران شهر را زیباتر می¬کند. هوهوی باد در پستوی کوچه¬های باریک و خانه¬های گلی و مادربزرگی که برای پاییز سماور روشن می¬کند تا چایی تازه دمی را به او تعارف کند.
همه چیز در شهر آماده است درختان می¬رقصند و زاینده رود با قولی که مسوولان داده اند باز هم نفسی تازه می¬کند. فضای سبز پارک با رسیدن پاییز جشن می¬گیرند و اندوه دوری و فراق از این فصل زیبا را به فراموشی می¬سپارند. پاییز حلول رنگارنگی شهر است. پاییز عطش دیدار با زمستان را بیشتر می¬کند آنجا که بر نفس¬های تندش سردی تیزی نشسته است. پاییز که می¬رسد عابران عبور زندگی را در کوچه پس کوچه¬های عمر بیشتر حس می¬کنند. همه چیز آماده است تا کوه صفه بر قامتش رختی نو به تن کند تا از فراز آسمان ها دیدارش برای ابرها لذت بخش باشد.
همه چیز آماده است تا ناژوان، این طبیعت بکر و زیبای اصفهان نامش با غرور در دفتر پاییز ثبت شود آنجا که هنگام پاییز رنگارنگی برگ¬ها بر سینه شن های کنار رودخانه زاینده رود می¬نشیند و دشت زیبای این منطقه را به یک تابلوی نقاشی تبدیل می¬کند. پاییز که می¬رسد اصفهان، مسیر عاشقانه¬هایش را به سمت کوه و دشت روانه می¬کند. عاشقانه¬هایی که در پاییز شکوفا می¬شود و به بار می¬نشیند.
مفهوم هزار رنگ پاییز سینه به سینه در اصفهان نقل شده است و شاعران و هنرمندان این زیبا شهر خدا را به رشته سخن و ختن کشیده اند.« تا عشق برای تو به انجام رسد/ مست است اصفهان من از پاییز های تو/ لبریز از نگاه برگ¬های بی برم/ ای عشق من ای نگاه پاییزی من/» و حالا اصفهان در این فصل بوم نقاشی می-شود که توریست¬های شرق و غرب آن را در میدان امام به تماشا نشسته اند. میدانی که خود مجموعه¬ای از همه هنرهای زیبای دنیاست.
هنرمندی می¬گفت: پاییز که می¬شود اصفهان حالتی عاشقانه و میدان امام در این میان جور دیگری است. میدانی که یک کارت پستال نقاشی است و من هر چه به بناهای تاریخی و معماری زیبای این شهر می نگرم سیر نمی¬شوم. توریست هایی که به اصفهان سفر می¬کنند ارزش اصفهان را بیشتر می¬دانند.
ای کاش با پاییز زنده رود هم بیاید و کویر خشک و طویل این مرده رود را نجات دهد. دلمان برای نشستن-های پاییزی در کنار رودخانه جاری اصفهان تنگ شده است. دلمان برای روزهایی تنگ شده که همراه با قاصدک¬ها خبر زنده رود را می¬آورند که به اصفهان رسیده است. اصفهان یک هوای تازه پاییزی می¬خواهد هوایی که در آن زنده رود نفس بکشد و طلوع ساده و گرم خورشید را به نظاره بنشیند.
اصفهان در پیچ و تاب و گیر و دار این همه خستگی و این همه ناخنک زدن دیگر شهرها برای برداشت آب زاینده رود فرسوه شده است. فرض کنید بخواهند از سطل آبی آب بردارند مگه چقدر برای صاحبش می¬ماند. اصفهان خسته از این بی مهری¬هاست. دلش هوایی تازه می¬خواهد. هوایی که در آن هوهوی بادهای عاشقانه مهربانی بوزد. هوایی که در آن ابرهای محبت ببارند و اصفهان را به جهان پیوند دهند.
صدای قدم¬های پاییز را می¬شنوی و صدای گام¬هایی که در شهر طنین زیبایی و ظرافت است. چقدر خوب است وقتی پاییز بیاید و لبریز از صدای ملتس باران شود. چقدر خوب است پاییز بیاید و شاخه های ترد درختان را در آغوش بکشد.
چقدر خوب است پاییز بیاید و تو بیایی یا اباصالح المهدی(عج)
پاییز با نگاه تو تکرار می شود/
با آفتاب قمر خیز یار می شود
السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج)

Go to TOP