نیاز به انیمیشن‌ با طعم ایرانی داریم/ با تقلید به جایی نمی‌رسیم

در نشستی که با موضوع انیمیشن در ایران برگزار کردیم به اهمیت نگارش فیلمنامه‌ و رسیدن به ساختار ایرانی در حوزه انیمیشن پرداختیم و کارشناسان گفتند دنیا انتظار دیدن کارهای تقلیدی از ما ندارد.

خبرگزاری مهر – گروه هنر: می گویند اولین بار در شهر سوخته و روی یک سفالینه ظهور پیدا کرده و به وجود آمدنش نیز به نام فرد خاصی به ثبت نرسید است، اما این روزها طرفداران زیادی دارد. امروزه گونه های مختلفی نیز از آن به وجود آمده برخی می گویند اولین فردی که توانسته در سینما از آن استفاده کند جرج ملیس فرانسوی است آن هم در فیلم «سفر به ماه» و عده ای هم اعتقاد دارند افراد دیگری چون استوارت بلکتون انگلیسی و یا امیل کو فرانسوی اولین گام ها را برای شناساندن آن برداشته اند.

«انیمیشن» و یا همان «پویانمایی» هنر جدیدی است که در سینما حضور پر قدرتی دارد و توانسته بسیاری از اهداف فرهنگی ملت ها و حکومت ها را آنچنان که مدنظرشان بوده پیش ببرد؛ هنری که امروزه شاید به فراخور امکانات و یا اهمیت دادن و شناخت درست مدیران بسیاری از کشورهای غربی توانسته ابزاری برای اشاعه فرهنگ چند صد ساله شان باشد ولی امروز که عمر پویانمایی در ایران هزاران ساله کمی بیش از نیم قرن شده است نتوانستیم جایگاه قابل دفاعی برای خود در میان مخاطبانمان پیدا کنیم. نخستین تلاش‌ها برای ساخت پویانمایی در ایران توسط اشخاصی مانند اسفندیار احمدیه، جعفر تجارتچی، پرویز اصانلو و … برداشته شد.

در اولین گام با گفتگویی صمیمانه همراه دو فیلمنامه نویس پرکار و باسابقه انیمیشن ایران، سید مهدی ابوهاشم و امیر مسعود علمداری به جستجو در انیمیشن ایران از منظر محتوا و ایده پرداختیم که با ما همراه می‌شوید:

* آیا می توانیم تعریفی برای واژه «انیمیشن ایرانی» داشته باشیم و آیا می توان اجزای یک فیلم از قبیل فیلمنامه آن را به ایرانی یا غیر ایرانی بودن تفکیک کرد؟

امیرمسعود علمداری: در سینمای جهان محتوا (مضمون) و فرم (گرافیک) از هم جدا نیست و این ۲ چنان به هم تنیده اند که نمی توان یک اثر موفق را محتوامحور یا فرم محور دانست. در واقع این ۲ هم‌راستا و مکمل یکدیگرند از این رو نمی توان ایده یا فیلمنامه ای را به تنهایی شاخصه اصلی هویت بخشی به یک فیلم دانست. هویت اصلی یک اثر از هماهنگی میان محتوا و فرم شکل می گیرد و به عبارتی فرم یا محتوا هیچکدام نسبت به هم اولویت یا ارجحیتی ندارند و همانطور که در یک اثر ضعف هرکدام منجر به فقدان موفقیت آن می شود، ناهماهنگی بین فرم و محتوی نیز باعث شکست یک انیمیشن خواهد شد.

متاسفانه در ایران بین تیم تولید و نویسندگان فیلمنامه ها هماهنگی وجود ندارد به طوری که حتی گاهی نویسنده، کارگردان و تیم تولید یکدیگر را نمی بینند و نمی شناسد و نویسنده هنگام نگارش داستان مورد نظر به هیچ عنوان هیچ ذهنیتی درباره شیوه تولید، گرافیک و …  ندارد و نمی تواند تصمیمی بگیرد. از سوی دیگر او فرمتی از فیلمنامه را ارائه می دهد که با تصمیمی کاملا مجزا توسط تیم تولید به محصول نهایی تبدیل می شود. گرافیک و فرم تولید معمولا از توانایی تیم تولید و امکانات و بودجه نشات می گیرد و متاسفانه  در این میان توجه لازم به فیلمنامه نمی شود.

اصولا در ایران کار فردی بیشتر نتیجه می دهد، برای مثال هنگامی که یک تیم تولید متشکل از دو سه نفر باشد خروجی این تیم ساخت یک اثر کوتاه موفق است، زیرا یکی از دلایل مهم آن وجود سلایق محدود و در نتیجه هماهنگی فرم و محتوا در این آثار است. بارها دیده ایم وقتی در یک اثر کوتاه ایرانی تنها یک نفر به عنوان نویسنده و کارگردان کار می کند موفقیت بیشتری را به دست می آورد اما در سریال ها و آثار سینمایی به دلیل وجود تعداد زیادی از افراد نمی توانیم به موفقیت قابل توجهی دست پیدا کنیم.

مهدی ابوهاشم: ما نمی توانیم فرم و محتوا را از هم جدا کنیم. مثلا ما نمی توانیم درباره محتوای ایرانی یا فرم ایرانی به تنهایی سخن بگوییم. ما در واقع تنها می توانیم درباره ساختار حرف بزنیم. ساختارها هم انواع و اقسام دارند، بعضی از آنها محدود به مولف آن هستند، مثلا ما از سینمای کیارستمی یاد می کنیم، سینمایی که ساختار آن ویژه این فیلمساز بوده و به عنوان یک سبک منحصر بفرد در دنیا معرفی شده است و طرفدار یا دنباله روهای خود را هم دارد. سوای این ساختارهای شخصی، ساختارهای کلاسیک و متداولی وجود دارد که در تمام دنیا و در سبک ها و ژانرهای مختلف از آن استفاده می شود. پس با این تفاسیر به این نتیجه می رسیم که ما یک ساختار ایرانی برای انیمیشن نداریم. البته منظور من از «انیمیشن ایرانی» داشتن یک ساختار منحصربفرد و خاص است اما اگر درباره انیمیشن هایی صحبت کنیم که تنها دارای جغرافیایی ایرانی است بحث فرق می کند، زیرا چنین انیمیشن هایی وجود دارد و می توان درباره آن بحث کرد و آن را شناخت.

علمداری: البته می توان نگاه دیگری نیز  به واژه «انیمیشن ایرانی» داشت، اینکه انیمیشن ایرانی اثری است که اختصاصا برای مخاطب ایرانی ساخته می شود. مثلا انیمیشن های «دیرین دیرین» ساخته علی درخشی جزو این دسته از انیمیشن هاست که در میان مخاطبان ایرانی بسیار مقبول است اما بعید می دانم در سطح جهانی مورد اقبال قرار بگیرد چون موضوعات و شیوه اجرایی و دیالوگ محوری آن مختص مخاطبان ایرانی است و برای دیگر کشورها جذاب نیست.

*خیلی اوقات که با انیمیشن سازان ایرانی صحبت می کنیم دلیل نرسیدن به انیمیشن های خوب، جذاب و با هویت ایرانی را به نبود وجود بودجه مناسب، سخت افزار یا نرم افزار مناسب نسبت می دهند. فرض کنیم که شما به عنوان فیلمنامه نویس تمام امکانات لازم از قبیل بودجه، گرافیست، کارگردان و …. برای تولید انیمیشن دلخواه خود را داشته باشید. در این حالت آیا می توان مضمون یا فیلمنامه منحصر بفردی داشت که بعد از ساخت انیمیشن، آن را به یک اثر منحصر بفرد یا ویژه ای که رنگ و بوی ایران داشته باشد تبدیل کند؟

ابوهاشم: منظور شما این است که آیا اساسا ما چیزی به عنوان فیلمنامه ایرانی داریم؟ سوال سختی پرسیدید. شما می توانید یک فیلمساز ایرانی باشید که اهل ایران هستید، یا موضوعات و دغدغه‌های ایران را مطرح می کنید، یا برای مخاطبان ایرانی فیلم می سازید یا اینکه جهان‌بینی ناشی از تولد و زندگی در ایران را دارید. اما تعریف کردن چیزی به نام فیلم یا فیلمنامه یا داستان ایرانی نیازمند رسیدن به یک ساختار ایرانی است که ما چنین ساختاری را نداریم یا حتی اگر در ادبیات ما وجود داشته باشد، ما آن را نمی شناسیم و از آن استفاده نمی کنیم.

علمداری: اصلا سینما ایرانی نیست و وارداتی است پس تکنیک های انیمیشن هم تماما وارداتی و ساختارهای مورد استفاده در فیلمنامه های آن نیز کاملا خارجی هستند. ما تنها واردکننده آن به کشور بوده ایم. اما ذکر یک نکته ضروری است و آن اینکه ما می توانیم در آثارمان مضمونی ایرانی بگنجانیم که به نظر می رسد روش درستی باشد. این رویه به نفع فرهنگ ما است و سایر کشورهای جهان هم ترجیح می دهند هنگام تماشای یک انیمیشن ایرانی در محتوا، کپی کارهای خود را مشاهده نکنند و با فرهنگ و تفکر ملتی دیگر آشنا شوند. البته اولین هدف ما از ساخت یک انیمیشن باید جذب مخاطب و سرگرم کردن آن باشد. بهتر است که در لایه های بعدی که مفاهیم جای می گیرد به مفاهیمی ملی و معنوی مورد نظر خود بپردازیم. در دنیا قالب های مشخص و تعیین شده فیلمسازی وجود دارد و کافیست ما از آنها استفاده کنیم و محتوای خود را در آنها بریزیم و فیلم خود را بسازیم.

ابوهاشم: یکی از مشکلات ما در رسیدن به تعاریف فوق این است که هنوز اطلاعات و آگاهی مناسبی از وضعیت حال حاضر خود نداریم. ما باید برآورد مناسبی از تعداد نیروهای ساخت انیمیشن، سطح توانایی آنها و … داشته باشیم و محدودیت های خود را بشناسیم و بر اساس آن هدف گذاری کنیم. شادروان عباس کیارستمی در مصاحبه ای بیان کرده بود که بخشی از سبک، هویت، شیوه و گونه فیلمسازی او متاثر از محدودیت هایی بوده که در فرهنگ و حتی ضوابط فیلمسازی در ایران وجود داشته است، خلاقیت او در بیان تفکراتش در چارچوب ها و محدودیت های موجود باعث شد به سبک فیلمسازی خود برسد. این امر در انیمیشن هم می تواند صادق باشد. شاید اگر انیمیشن هم توانایی ها و محدودیت های خود را بشناسد بتواند به ساختاری مخصوص خود برسد. وقتی ما سرمایه، نیروهای انسانی و امکانات لازم را نداریم، کپی برداری از آنها تنها باعث می شود محصولات دست دوم همانند آنها بسازیم و نتیجه نهایی از هر نظر نامطلوب و ناخوشایند می شود.

حالا که صحبت از سینمای زنده شد شاید بد نباشد مقایسه ای در روند شکل گیری سینمای جهانی شده ایران داشته باشیم. سینمای ایران در جهان به سبک های فیلمسازی کارگردانان شاخص آن شناخته می شود؛ سینمایی که تکنولوژی پیچیده ای ندارد اما در عین حال درباره مفاهیم انسانی صحبت می کند و جهان‌بینی خاص خود را ارائه می کند. ما در دنیا صاحب این جریان فیلمسازی که پیرو سبک های شخصی  فیلمسازانی مانند عباس کیارستمی یا اصغر فرهادی است، هستیم که فیلمسازان زیادی را پیرو خود کرده و جهان را متوجه خود ساخته اند. برای رسیدن به ساختار خاص در انیمیشن ایران باید به همین ترتیب عمل کرد. ما شاید اگر از سبک های شخصی پیروی و از نخبگان هم استفاده کنیم بتوانیم به این امر دست یابیم. یکی از بزرگترین مشکلاتی که ما برای رسیدن به ساختار ویژه خود داریم فقر مطالعاتی است. خیلی از آثار ایرانی باید نقد و تحلیل شوند، باید سعی و خطا کرد و آزمود تا بتوان به نقطه ای برای شروع رسید. البته بدیهی است برای انجام کارهای مطالعاتی، تحقیقاتی و آزمون و خطاها، نیازمند حمایت های دولتی هستیم. یادمان باشد که کیارستمی ها و فرهادی ها از جایی مثل کانون پرورش فکری و صدا و سیما شروع کردند و فرصت آزمون و خطا داشتند که توانستند پله هایی برای ترقی سینمای ایران بسازند.

انتهای پیام/مهر/ه

Go to TOP