images
یادداشت یک مخاطب بر بهترین فیلم کن؛

جذابیت وکسالت دو روی سکه فروشنده

نماد پردازی های فراوان فیلم فروشنده مقصود کارگردان را فاش می کنند، از دیوار ترک خورده خانه بر اثر گود برداری درساختمان کناری و ترک بزرگ بالای تخت در اتاق رعنا و عماد تا پوشش چادر همسر پیرمرد.

هنرما-پریسا عابدی/ سر و صدای مهیب و رفت و آمد، دویدن عماد به سمت در و خبرِ ترک برداشتن ساختمان و احتمال فروریختن، دویدن ساکنان ساختمان به سمت بیرون خانه و کمک عماد به پسر معلول همسایه ورودی جذاب و مناسبی برای  آخرین ساخته فرهادی که سر و صدای زیادی به پا کرده و دو جایزه برای سینمای ایران به همراه داشته است.

فروشنده فیلم خوبی است به لحاظ بازی ها و یکدستی و باورپذیری آن ها اما به لحاظ پردازش و جذابیت گره های داستانی با فیلمی به قوت جدایی نادر از سیمین و یا درباره الی مواجه نیستیم، اگرچه هریک از این آثار فرهادی به لحاظ محتوایی به صورت جداگانه ای قابل بحث هستند.

در فروشنده واقعه جای واقعیت را می گیرد و اتفاقی خاص و استثایی، با نظمی مصنوعی و ملال آور پرورده می شود، اینکه پیرمرد ۶۰-۷۰ ساله ای که با سیلی عماد تا مرگ پیش میرود مرتکب عمل تجاوز و یا تعارض بشود، برای مخاطب قابل پذیرش نیست و به جای خلق شگفتی و جذابیت باعث مقابله ذهنی مخاطب و داستان می شود.

از سوی دیگر نماد پردازی های فراوان فیلم مقصود کارگردان را فاش می کنند، از دیوار ترک خورده خانه بر اثر گود برداری درساختمان کناری و ترک بزرگ بالای تخت در اتاق رعنا و عماد تا پوشش چادر همسر پیرمرد.

نکته دیگر تعلیق عجیب و غریب موجود در فیلم است که گاه اجازه همراهی با داستان را به مخاطب نمی دهد اینکه مشخص نمی شود که پیرمرد مرتکب تجاوز شده و یا صرفا تعرضی به حریم خصوصی رعنا داشته مدام ذهن مخاطب را به خد مشغول کرده چرا که همانقدر که نشانه هایی برای انجام شدن تجاوز وجود دارد-مانند پول های روی کمد اتاق رعنا و جمله سنگین که رعنا پس از حادثه که آرزوی مرگ می کند- شواهدی هم حاکی از این است که اتفاق تعرضی به حریم رعنا بوده که با وسوسه شدن پیرمرد انجام شده و سریع هم به پایان رسیده است.

بنظر می رسد کارگردان هم به پیرمرد حق می دهد و هم به عماد – و بیشتر به پیرمرد که با عبارت “ببخشید” کار خود را توجیح می کند- همین نسبی گرایی مخاطب را درگیر و او را آزرده می کند در هر صورت مهم ترین نکته در فیلم فروشنده خلق موقعیت استثنایی و تبدیل آن به بخشی از زندگی روزمره است که همراه می شود با طعن و کنایه های بی حاصل سیاسی و اجتماعی کاراکترهای فیلم.

اگرچه کسب جوایز بین المللی توسط فروشنده برای سینمای ایران اتفاق خوبی است –که البته در این مورد بایست نقش سیاست های جشنواره ای و جشنواره های سیاسی را هم اگرنه صد در صد، لا اقل ۵۰ درصد لحاظ کرد- اما ذوق زدگی بیش از اندازه و نگاه دوختن به دستهای آن سوی آب برای کف زدن و یا تخطئه کردن یک اثر ساده لوحانه بنظر می رسد که فروش میلیاردی فیلم فرهادی در ۵ روز اول اکران گویای این رویکرد در سینمای ماست .

در نهایت نگاه به مقاصد و غایات، برای ارزیابی آثار هنری و فرهنگی بهترین و نزدیک ترین ملاک به نام ارزشی ماست که امروز جای آن در محافل فرهنگی به شدت خالی است چرا که به گفته سید شهیدان اهل قلم : «واقعیت سینمایی «مصنوع فیلمساز» است و با عنایت به پیام و محتوا و غایات و سرنوشت واحدی شکل گرفته‌اند که فیلم بدان منتهی خواهد شد. تکلیف نهایی را «غایات فیلمساز» تعیین می‌کند و بنابراین، همه چیز ـ زمان و مکان، حرکات و روحیات پرسوناژها و … حتی طول پلان‌ها ـ با توجه به صورت آرمانی فیلم آنچنان که مورد نظر فیلمساز است، از سرنوشت واحدی تبعیت خواهد کرد. »

 

Go to TOP