یتیم خانه ایران
تحلیلی بر یتیم خانه ایران؛

تمام قد به احترام سینمای دردمند و مردمی!

در روزگاری که قبله آمال آثار سینمای از خود راضی کشور، مکعب گیشه شده و اغلب اهالی هنر هفتم به دور از “مسئله” مردم ذهنیات خود را نقش پرده نقره ای میکنند و به لطف تبلیغاتی که آن را هم به لطف ارتباطات جناحی و گروهی به دست می آورند، فروش های میلیاردی به ثبت می رسانند، باید ایستاد و برای طالبی ساعت ها دست زد .

هنرما-پریسا عابدی/ در روزگاری که قبله آمال آثار سینمای از خود راضی کشور، مکعب گیشه شده و اغلب اهالی هنر هفتم به دور از “مسئله” مردم ذهنیات خود را نقش پرده نقره ای میکنند و به لطف تبلیغاتی که آن را هم به لطف ارتباطات جناحی و گروهی به دست می آورند، فروش های میلیاردی به ثبت می رسانند، باید ایستاد و برای طالبی ساعت ها دست زد که با وجود گزینه های فراوان، بی دردسر و پر سود روی میز به سراغ قصه ای رفته که تاریخ گمشده این سرزمین است، تاریخی که عامدانه و از سر منفعت طلبی خائنان ثبت نشده تا چهره کریه استعمار لا به لای غبار زمان به فراموشی سپرده شود.

روایت مردمی که از ظلم بیگانه و نفاق، ساده لوحی و منفعت طلبی بزرگان زخم خورده اند. یتیم خانه ایران تمام مشخصه های یک اثر سینمایی را دارد و درست به همین دلیل هر فرد پس از دیدن این فیلم حرفی برای گفتن از آن دارد.

روایت، مخاطب را به خوبی با خود همراه می کند و به پیش می برد نه دیالوگ های اشتباه و امروزی او را دلزده و متعجب می کندو نه تاریخی بودن بستر داستان خسته. فضا سازی خوب فیلم تماشاگر را با شخصیت اصلی کاملا همراه می کند، مخاطب یتیم خانه ایران با “محمد جواد بنکدار” می گرید، درد می کشد، غیرتش به جوش می آید و انتقام میگیرد و همه این ها را می توان از نفس های در سینه حبس شده، مشت های گره شده، اشک ها، لبخندها و تشویق ها به وضوح دریافت وباز این یکی از گمشده های سینمای این روزهاست عادت کرده ایم به روایت هایی که آنها را می بینیم اما هیچ احساس همراهی و نزدیکی با آن ها نداریم و نهایتا تفریحی یک ساعته تلقی شان می کنیم .

نکته دیگری که یتیم خانه را دوست داشتنی کرده دیالوگ های گویا وعمیق آن است که در عین سادگی پیوستگی تاریخ و عبرت های نهفته در دل آن را به خوبی نشان می دهند تا جایی که بعد از تماشای فیلم از هر کس بپرسی یک یا دو دیالوگ از شخصیت ها برای گفتن دارد.

فیلم قهرمان و ضد قهرمان دارد، قهرمان و ضد قهرمانی که هدف دارند و اصول ثابت و اصرار مداوم وخستگی ناپذیر برای رسیدن به هدف و همین یک ویژگی اگر فیلمی باشد، خود برای سینمای منفعلی که نه قهرمانی دارد و نه هدفی برای دویدن نوری است در تاریکی!

وجه دیگر فیلم طالبی جسور و بی تعارف بودن اوست که مخاطب را به تحسین وا می دارد، طالبی آن جهود به ظاهر مسلمان شده را همانقدر زیر تیغ نیز نقد تاریخی خود میبرد که روحانی عافیت طلب و غیر سیاسی و روزنامه نگار وطن فروش روزنامه “رعد” را، همین که کارگردان با کسی تعارف ندارد و وقایع تاریخی را جانبدارانه داوری نمی کند، فیلم را برای هر سلیقه ای قابل قبول و پذیرش می کند مگر کسی که چشم بر حقایق بسته و هم چنان به اصل “آشتی با کدخدا” معتقد مانده باشد!

یکی از نقاط ضعف قابل توجه فیلم اما موسیقی متن اثر و تدوین صدا است که اغلب بیش از حد نیاز و مانع شنیده شدن گفتگوهاست و بعضا توجه را ازتصویر می گیرد.

اما در کل باید گفت؛ عبارت “آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند” درمورد یتیم خانه ایران کاملا مصداق می یابد، فیلم از درون فیلم ساز جوشیده و اعتقاد اوست نه روایتی خشک و دم دستی از یک واقعه تاریخی، “یتیم خانه ایران” فکر شده، اثر گذار و ضد استعماری است، مصداق “سینمایِ مردمی” که انتظار مردم از سینمای پس از انقلاب بود و تا کنون محقق نشده.

 

انتهای پیام/

Go to TOP