5
گفت و گوی اختصاصی هنرما با هنرمند برجسته نگارگری به مناسبت برگزاری نمایشگاهش در عراق؛

الهامات حضرت امام حسین(ع) در عراق معجزه بود/اگر میراث فرهنگی کمک کند میتوانم چهلستون قرن بیست و یکم را پدید آورم/نقش نگارگری موزه ای در اقتصاد مقاومتی

تخشا تاکید بسیاری بر جایگاه خطیر نگارگری موزه ای در نقاشی ایران دارد و مصاحبه های متعدد مطبوعاتی در صدا و سیما داشته است؛ کارنامه فرهنگی و هنری تخشا بسیار پربار است؛ وی می گوید اگر ساختمانی به من بدهند می توانم چهلستون قرن بیست و یکم را تحویل بدهم.

به گزارش هنرما، کریم تخشا قهفرخی متولد ۱۳۳۷،نقاش و نگارگر و احیا کننده نگارگری موزه ای با سی سال سابقه کار حرفه ای همراه با تحقیق و پژوهش و توأم با کار عملی در تمامی بخش های پنهان و آشکار ، شیوه فراموش شده (نگارگری موزه ایی) را احیا کرده است.

اخیرا این هنرمند نمایشگاه اختصاصی نگارگری موزه ای با عنوان «پرنده ای از شرق» با حضور وزیر فرهنگ عراق و سفیر و رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سالن نمایشگاه وزارت فرهنگ عراق برپا کرده است.

تخشا تاکید بسیاری بر جایگاه خطیر نگارگری موزه ای در نقاشی ایران دارد و مصاحبه های متعدد مطبوعاتی در صدا و سیما داشته است؛ کارنامه فرهنگی و هنری تخشا بسیار پربار است؛ برگزاری این نمایشگاه بابی شد برای گفت و گوی هنرما با این هنرمند.

3
درباره نمایشگاهایی که برگزار کردید توضیح دهید.
من تنها در یک سال دهها نمایشگاه و کارگاههای تخصصی نقاشی در داخل و خارج از کشور داشته ام؛ که چهار نمایشگاه و کارگاه تخصصی برون مرزی ، نمایشگاه اربعین و شرکت در کنگره بین المللی «عهد مع الحسین(ع)»، پنجمین فعالیت هنری خارج از کشور من است.

همچنین برگزاری ده ها نمایشگاه و کارگاه های تخصصی داخلی و خارجی جهت حفظ و احیای نگارگری موزه ای و معرفی آن به جهان،بازدید فرهنگی از شهرهای خواهر خوانده اصفهانی همراه به نمایشگاه و برپایی کارگاه های تخصصی با همکاری دانشگاه هنر اصفهان و دعوت از دانشگاه شهر فرایبرگ آلمان به منظور اعتلای تبادل فرهنگی و همچنین برپایی نمایشگاه و کارگاه در کشور های ترکیه، عراق ،اقلیم کردستان، آلمان و استقبال وسیع. بطوری که خواهان آموزش بطور جدی در دانشگاه های کشورهای خودشان شدند.
شرکت در کنگره بین المللی لقا مع الحسین، ایراد سخنرانی با موضوع نگارگری موزه ای، برپایی کارگاه نقاشی برفراز بام مسجد کوفه و اهدا به عتبه مقدس امام حسین (ع) رونمایی از اثر اهدایی تابلو نقاشی «علمدار کربلا» در حاشیه سومین کنگره بین المللی «عهد مع الحسین» در مسجد مقدس کوفه و اهدا به عتبه مقدس امام حسین (ع).
در مجموع تاکنون سه تابلو با نام های یا اباعبدالله؛ علمدار کربلا و تابلو کربلا به عتبه مقدس امام حسین (ع) طی دوسفر جداگانه اهدا کرده ام.
چه عاملی باعث انتخاب سبک نگارگری موزه ای در شما شده است؟
از کودکی عاشق موزه و اشیایی کهنه و قدیمی بودم و نقاشی را هم به همین خاطر انتخاب کردم.

در حال حاضر هم عاشق موزه و اشیایی کهنه و عمیق و زنگار گرفته ام؛ عاشق فیروزه با آن خطوط و رموز جادویی و رگه های اسرار آمیز آن هستم.


از آخرین نمایشگاه و خاطرات کربلا برایمان بگویید.
روزهای آخر منتهی به سفر به کربلا و شرکت در کنگره بین المللی«عهدمع الحسین» روزهای سخت و دشواری بو؛د هجوم کارهای متعدد به شدت مضطربم ساخته بود و در یک استرس بی پایان بسر می برم و در عین حال فرصت کارکردن به روی تابلوی «علمدارکربلا» اصلاً وجود نداشت و این امر، مرا کلافه کرده بود.

ناگهان در روز آخر فضایی باز شد و کارها بصورت معجزه وار یکی پس از دیگری به نحو احسن انجام پذیرفت، با خودم گفتم: یا اباعبدالله (ع) اینجا هم مظلوم واقع شده ای؟ تمام کارهای مارا گره گشایی کرده ای و کار تابلو خودتان چه می شود؟ دیگر وقتی برای کارکردن نمانده فردا عازم سفر کربلا هستم و یک کار ناتمام؟ با یک عزم و اراده حسینی و با یک یا علی شروع به نقاشی کردم و تا ساعت ۳ بامداد کار را تمام و قلم را زمین گذاشتم و یک تابلو حاصل شد سرشار از حس و رنگ و فرم؛ آن هم فی البداهه.

جالب است بدون طراحی قبلی فقط با قلم مو و رنگ فرم ها خودشان شکل می گرفت و صحنه خودش آرام، آرام ظاهر می شد؛  خدا می داند که این تابلو رنگ و روغن را من چگونه خشک نمودم و نهایتاً بسته بندی و فردای آن روز عازم کربلا و کوفه شدم.
وقتی در کنگره بین المللی در شهر کوفه رو نمایی شد با یک صلوات محمدی و شور حسینی مورد استقبال قرار گرفت.

در آنهمه شور و شعف از صمیم قلب گفتم قربانت بروم یا اباعبدالله خیلی آقایی … خیلی با مرامی …. دریای کرمت بی انتهاست …
هنرمندان عراقی درباره آثار شما چه نظری داشتند؟
استقبال فوق العاده بود اصلاً در سطح بین الملل و در یک سالن مجلل هنرهای تجسمی شهر بغداد در دو روز بازدید مخصوص مسئولان دو کشور و هنرمندان برجسته داخلی و خارجی بود و افتتاحیه با حضور وزیر فرهنگ عراق جناب رواندوزی و سفیر و رایزن فرهنگی کشور ایران و مسئولان دوکشور و رئیس هنرهای تجسمی عراق و با اهداء جوایز و تقدیرنامه و یک سبد گل و مجموعه ای نفیس از کتب هنرهای معاصر عراقی به استقبال ما آمدند. نام این نمایشگاه را هم «پرنده ای از شرق» نهاده بودند.
اولین نمایشگاه جامع نگارگری موزه ای ایران رسماً با حضور مسئولان و با حضور خبر گزاریهای داخلی و خارجی افتتاح شد.
همچنین ورکشاپ (کارگاه تخصصی) برپا کردم. یکی در سالن هنرهای تجسمی عراق و حاصل یک تابلو «طبیعت» بود که طی سه ساعت در حضور اساتید و هنرمندان، روی سه پایه نقاشی شکل گرفت و در پایان به همان جا اهدا و به یادگار باقی ماند.

همچنین کارگاه تخصصی نگارگری موزه ای طی دو روز در رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت و ده نفر از اساتید و هنرمندان برجسته که بعضاً دکترای هنر را دارا بودند شرکت کردند و به شکل با شکوهی به آنها آموزش داده شد. در پایان حاصل چندین اثر تولید شده که به یادگار باقی ماند، یک اثر گل و مرغ هم با تمام جزئیات ترسیم کردم که آنهم از طرف رایزنی فرهنگی کشورمان به دکتر محمد شفیع (رئیس هنرهای تجسمی عراق) اهداء شد.

یک اسکناس عراقی هم در بشقاب چینی نقاشی و ترسیم شد و از طرف سفیر و رایزنی فرهنگی ایران به وزیر فرهنگ عراق اهداء شد.


به اعتقاد شما هنر کشور عراق و کشور ایران چه شباهت هایی با هم دارد؟
در کشور عراق این سبک نگارگری به کلی منسوخ شده و چیزی باقی نمانده و به قول وزیر فرهنگ عراق که خود متخصص فرهنگی محسوب می شود، از دوره عباسیان تا کنون در عراق هنر نگارگری وجود ندارد.
به همین جهت آنها رسماً خواهان آموزش نگارگری موزه ای در این زمینه و تبادل فرهنگی بین دو کشور در سطح بسیار وسیع و حتی دانشگاهی شدند .
برای ترویج این هنر به عنوان یک صنعت گردشگری مسوولان ایرانی باید چه تدابیری بیندشند؟
این نمایشگاه از طرف رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و روابط بین الملل حوزه هنری تهران و براساس پروتکل فرهنگی فی مابین دو کشور صورت پذیرفت و در سطح جهان رسانه ای شد که اسناد آن موجود است.

ارزش و بهای یک هنرمند در کشوری که شاید با برخی از هنرها بیگانه باشد چگونه است؟
فوق العاده بود، این هنر نگارگری موزه ای سال هاست که مهجور واقع شده و شیوه ها و تکنیک و چگونگی اجرای آن فراموش شده و می رفت که به کلی از میان برود مانند خیلی از هنرهای دیگر ما ایرانیان اکنون مانند یک کوه الماس کشف شده و می رود که جهان را در نوردد؛ این شیوه گر چه در ایران همچنان گمنام است و جایگاه آن در دانشگاههای ایران به شدت خالی است، اما با اقبال جهانی روبرو می باشد و این اثبات شده است.


حمایت از سوی مقامات ایرانی برای ترویج این هنر به عنوان یک صنعت گردشگری چگونه باید باشد؟
سوال فوق العاده مهمی است؛ در حال حاضر در مصاحبه ها و سخنرانی ها و در محافل هنری و دانشگاهی و در همایش های بین المللی بصورت رسمی اعلام کرده ام که هنر نگارگری موزه ای یک اقیانوس ژرف و عمیق است، یک کوه بزرگ الماس است که من به عنوان یک عنصر کوچک، این کوه را خراشی روی آن داده ایم و کشف و احیا کردم. از مسئولان و مقامات سیاست گذاری و چشم انداز  آینده ایران خواهان بذل توجه بیشتر هستیم و این هنر افتخار آفرین و ثروت ساز بعنوان یک رشته کامل و جامع در دانشگاههای سراسر ایران تدریس و آموزش داده شود.

هم اکنون کشورهای دیگر هم خواهان اجرای آموزش این هنر بصورت رسمی و قانونی هستند.
از لحاظ گردشگری در این مورد تجربه بسیار دارم چرا که در هیچ جای دنیا چنین چیزی نه وجود دارد و نه می توانند بصورت تخصصی تدریس کنند.
من پیشنهاد داده ام اگر سازمان میراث فرهنگی مکان و ساختمان دوره صفوی و خالی از هر گونه تصویر و نقاشی را در اختیارم قرار دهد بنده تمامی دورهای ۵۰۰ ساله هنر نگارگری موزه ای را بصورت نقاشی به شکل منسجم و تفکیک شده و بصورت کاملاً کارشناسی از فرنگی سازی و دوره صفوی تا افشار، زند و دورهای مختلف قاجار را تحویل خواهم داد و یک چهل ستون قرن بیست و یکم را نقش خواهم زد.


چگونه می توان با توجه به فرمایشات مقام رهبری از این هنر برای اقتصاد مقاومتی استفاده کرد؟
هنر نگارگری در سرشت خود این توانایی را دارد که با رنگ و روغن از یک قطعه ریز مثلاً روی نگین و یا قلمدان می توان هنر نمایی کرد و ایجاد نقش کرد تا تصویر و پرده های بزرگ روی هر بستر و در هر ابعادی. ضمن اینکه یک نگار موزه ایی ایرانی اسلامی همانند بزرگان کشور خود و مثلاً ابوعلی سینا برتمامی هنر زمان خود تسلط داشته و فاز بعدی نگارگر موزه ای، قطعاً هنر نو و مدرن دنیای امروز را ارائه خواهد داد با این تفاوت که هنر مدرنی که ریشه در خاک و فرهنگ اصیل خود دارد و بوی و طعم فرهنگ و هنر ایرانی اسلامی را دارا است.
در آلمان پرفسور میشل کلانت از ورکشاپ و نمایشگاه نگارگری موزه ایی من شخصاً  فیلم برداری کرد و با علاقه در دفترش به استقبالمان آمد و با وسیله شخصی خود من را به دانشگاه هنری برد؛ همانجا تابلوی نیمه کاره ای را برای تمام شدنش سفارش داد.

انتهای پیام/

 

Go to TOP