ویترینی از فرهنگ ولنگاری!

می توان بازیگران را بیمه کرد و زمانی که نیاز به کمک دارند در قالب ردیف های بودجه ای و بصورت قانونی کمکشان کنیم شاید هم بتوان به هنرمندی کمک کرد تا سرپناهی داشته باشد که بعد از مرگش افشا نشود آقا یا خانم فلانی با هزینه شخصی شان یک اتاقی برایش اجاره کرده اند.

هنرما-سید رسول زهرائی/ می توان به یاد آن هنرمندی بود که روی تخت بیمارستان، منتظر کمک های سازمان متبوعش برای برای تامین هزینه های پیوندش است!

می توان از هنرمندی یاد کرد و بخشی از هزینه های دیالیز و شیمی درمانی اش را پرداخت کرد.

شاید هم بتوان به هنرمندی کمک کرد تا سرپناهی داشته باشد که بعد از مرگش افشا نشود آقا یا خانم فلانی با هزینه شخصی شان یک اتاقی برایش اجاره کرده اند.

می توان بازیگران را بیمه کرد و زمانی که نیاز به کمک دارند در قالب ردیف های بودجه ای و بصورت قانونی کمکشان کنیم.

همه اینها شدنی است اگر از تجملات و تعداد جشنواره هایمان بکاهیم.

جشنواره ها شده اند ویترینی از فرهنگ ولنگاری!

شاید به دلیل همین ویترین شدنشان است که مجبور شده اند تجملاتش را زیاد کنند و از محتوایش بکاهند.

سال پیش بود که یک بازیگری فوت کرد و بعدتر ها مشخص شد هزینه درمان نداشته است بدهد شاید اگر ازحدود بیش از ۴۰ جشنواره ی فیلمی که هر کدام به نحوی چنگی به کیسه ی بیت المال زده اند کمی تجملاتش را جمع تر کرده بودند الان آن هنرمند زنده بود و می توانست روند درمانش را ادامه دهد.

اگر خیاط خانه های شمال شهر و نمایندگی های برند های غربی را در شمال شهر ها سر خط نمی کردیم تا انباری دوز هایشان را سایز اندام بازیگرانمان کنند و به جایش این ها را هزینه زیر ساخت هایمان می کردیم سینمای ما الان می توانست فرهنگمان را نشان دهد نه اینکه آن را نشانه رود.

البته اینها هم تقصیری ندارند الگوهایشان نامناسب است وقتی جیزی و اسکالت و جولی و بیانسه و کروز می شوند الگو، نتیجه اش بهتر از این هم نمی شود.

درست همین چند ماه پیش بود که با بوق و کرنا منشور حقوق شهروندی را رونمایاندند؛ بر اساس حق مردم نسبت به حاکمیت که در همین قانون به آن تصریح شده است می توان پیگیر از کجا آمدن و به کجا رفتن بودجه جشنواره ها بود.

شاید هم شوی تبلیغاتی زود هنگام برای آخر اردیبهشت ۹۶ باشد ما که نمی دانیم!

دلمان می خواهد داد بزنیم شمایی که فریاد رهبرتان را نشنیدید و در حقوق های نجومی نمره مردودی گرفتید دنبال چه هستید دیگر؟

آقا در جایی فرمودند جذب بودجه های فرهنگی و استفاده درست از آن کار بسیار سختی است که به۹ طور قطع همین است و در کنار آن ما مدیر خلاق فرهنگی هم نداریم.

در سال جاری و به غیر از جشن خانه سینما و فجر و امثالهم که جنبه ملی دارد بیش از ۴۰ جشنواره دیگر در سطح کشور برگزار شده است یکی شمال و یکی جنوب و دیگری شرق و آن یکی غرب!

اما پیگیری ها و صحبت های برخی مسئولان نشان می دهد حتی مستقل ترینشان هم مبالغ چشمگیری را از نماینده و استاندار و وزیر و دیگری گرفته اند و آن هم که زورش نمیرسیده است در نهایت به دفتر اعضای شورای شهر چنگ زده تا بتواند از کسیه بیت المال مشتی بردارد.

البته سال آخر دولت است و هر کدام از این جشنواره ها پتانسیل تبلیغاتی هم می تواند داشته باشد، همان موقع که مردم برخی استان ها به دلیل آلودگی و گرد و غبار نای نفس کشیدن ندارند مدیر سازمان مربوطه جایزه جشنواره را اهدا می کند و بازیگردانان هم با کف و سوت بدرقه اش می کنند.

اگر دنبال بازخورد این جشنواره ها هم برویم چیزی یافت نتوان کرد چرا که حرف دل مردم در آنها نیست نمونه اش همین امسال؛ نمی خواستند به یکی از فیلم ها جایزه بدهند اما تقدیر چنان بود که مجبور شدند دو جایزه بدهند.

مسئولان ما اگر به دنبال حفظ جشنواره هستند باید بیایند و زیر ساخت ها را اصلاح کنند و به مردم درباره پول های هزینه شده در جشنواره ها گزارش دهند تا شاید بتوان بازخوردی واقعی از آن گرفت ولی پسندیده تر آن است که از ریخت و پاش های افتتاحیه و اختتامیه بکاهند و به داد دل هنرمند برسند.

انتهای پیام/

 

Go to TOP