انوشه و فرهادی، هیچکدام نماینده فرهنگ ما نیستند؛

اسکار؛ جایزه ای که به سیاه نمایی های «فروشنده» داده شد

به فرموده مقام معظم رهبری«فرهنگ» هویت یک جامعه است. چرا باید«فیلم» که یکی از ابزار انتقال و اشاعه ی فرهنگ است؛ در غالب عنوان «فروشنده»با انتخاب موضوعی ضعیف، و پرداختن به زشتی ها و تاریکی ها، مورد استقبال مهم ترین رویداد هنری در آمریکا قرار بگیرد؟

هنرما_ایزدی/اصغر فرهادی برای بار دوم موفق به دریافت جایزه اسکار شد؛و این بار برای فیلمی با عنوان «فروشنده»که به مراتب سخیف تر و ضعیف تر از فیلم قبلی این کارگردان است.اگر نگاهی دقیق و عمقی نگر، به محتوای این فیلم داشته باشیم؛ متوجه می شویم که این فیلم به لحاظ چارچوب های استاندارد سینمایی، شایسته دریافت اسکار به معنای واقعی آن نیست.
اما علت اینکه اسکار به این فیلم و فیلم قبلی فرهادی تعلق گرفته است در چیست؟
و اصولا معیارهای مورد تایید برای دریافت اسکار از سوی به اصطلاح داوران آن سوی آبها چه مواردی است؟

اصغر فرهادی کارگردانی است که اگر محتوای اصلی فیلم هایش را دنبال کرده باشید؛ متوجه خواهید شد که محور اصلی، که در واقع خط مشی تمام فیلم هایش را تشکیل می دهد، سیاه نمایی و بزرگ نمایی مشکلات جامعه است.فیلم هایی با موضوعات گنگ و ناپخته با تقویت رذایل اخلاقی،همچون دروغگویی، پنهان کاری، که پیامدی به جز تخریب فرهنگی نخواهد داشت.

واضح است که هنرمندان و فعالان عرصه فرهنگی، در اعتلا وبسط فرهنگ اصیل و غنی کشورمان  نقش بسزائی دارند؛و لیکن برداشت مخاطبان بیگانه، ازفیلم فروشنده به عنوان یک نماینده فرهنگی برون مرزی، با توجه به مضمون فیلم، چیزی به جز فضای سیاه و تاریک و نا امیدی در جامعه ایرانی نخواهد بود.

 

و البته معمولا این برداشت های منفی، غرض ورزانه و به نفع نیات شوم آن ها در عرصه جنگ نرم است.

اگر قرار است  یک هنرمند ایرانی، نماینده فرهنگ و هنر، در خارج از مرزهای کشورش باشد، بایستی موضوعات مرتبط با فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی، که مسلما در کشورمان کم هم نیستند برگزیند؛ ودر  صورت پرداختن به موضوعات اجتماعی، در بیان ضعف ها و مشکلات، جانب احتیاط و اعتدال را نگاه دارد.

اصلی ترین ایراد وارده به این فیلم پرداختن صرف و اغراق گونه، به مسائل منفی و زشتی های اجتماع است، آنچه قطعا علت اصلی محبوبیت این فیلم هم بوده است.

درشت نمایی مشکلات، و عادی نشان دادن این مسائل در جوامع ایرانی، موضوعاتی است که قطعا به مذاق دشمنان، خوش می آید.و البته افرادی که ناآگاهانه یا از سر آگاهی در این مسیر قدم بر می دارند؛ در اصل آب به آسیاب دشمن می ریزند.

به فرموده مقام معظم رهبری«فرهنگ» هویت یک جامعه است. چرا باید«فیلم» که یکی از ابزار انتقال و اشاعه ی فرهنگ است؛ در غالب عنوان «فروشنده»با انتخاب موضوعی ضعیف، و پرداختن به زشتی ها و تاریکی ها، مورد استقبال مهم ترین رویداد هنری در آمریکا قرار بگیرد؟

غالب هجمه های دشمنان در زمانه فعلی، از ناحیه فرهنگ صورت می گیرد. و متاسفانه برخی از مسئولان هم از این مهم غفلت می کنندو غافل از اینکه این اسکار، یک اسکار هنری نیست. ودر واقع مهر تاییدی است بر تداوم و ساخت آثار ضد ارزشی و سیاه نمایی ها، چنان دست مریزاد سر داده اند؛ که گویا از یاد برده اند دشمن اغلب از در دوستی  وارد می شود.

انتخاب انوشه انصاری به عنوان نماینده فرهادی هم انتخاب درستی نبود؛ چرا که انصاری قبل از اینکه نماینده فرهادی باشد، نماینده کشور اسلامی ایران است؛ و مسلما خانمی با آن طرز پوشش، نماد وزینی از کشور ایران نبود.انصاری سعی کرده بود با شالی منقش به نقشه شهر مشهد، ارادتش به این شهر و همچنین  بی مفهوم بودن مرزها را نشان دهد؛ که البته با توجه به اینکه مشهد یک شهر مذهبی و پایتخت فرهنگی کشورمان محسوب می شود؛ این اقدام هم از جانب یک زن بی حجاب زیبنده نبود.

شاید بتوان گفت موضوع بیانیه اصغر فرهادی و در واقع اعلام دو پهلو و دیر هنگامش در اعتراض به قانون جدید آمریکا، تنها نقاط مثبت حاشیه ای این فیلم بود. امید است فرهادی و سایر هنرمندان، هر موضوعی را دستمایه کارهای فرهنگی قرار ندهند؛ وکمی هوشیارتر  در این عرصه گام بردارند. چرا که یک اسکار نمادین، ارزش آن را ندارد که کلیت هنر و موازین اسلامی زیر سوال برود.

انتهای پیام/

 

Go to TOP