راوی «پایی که جا ماند» بستری شد

جنگ ریه های «سید ناصر» با بمب های شیمیایی/بیانات جالب رهبر معظم انقلاب ر رابطه با سید ناصر حسینی

سید ناصر حسینی پور که در سن نوجوانی به دست بعثی ها و در جریان جنگ تحمیلی مجروح شده و به اسارت در آمد، مهرماه ۱۳۵۱ در باشت، شهرستان گچساران به دنیا آمد.

به گزارش هنرما، سید ناصر حسینی پور نویسنده و راوی کتاب پایی که جاماند به دلیل التهاب ریه ناشی از عوارض شیمیایی در بیمارستان بستری شد.

سید ناصر حسینی پور که در سن نوجوانی به دست بعثی ها و در جریان جنگ تحمیلی مجروح شده و به اسارت در آمد، مهرماه ۱۳۵۱ در باشت، شهرستان گچساران به دنیا آمد.

 

کتاب “پایی که جا ماند”، یادداشت‌های روزانه سید ناصر حسینی‌پور در دوران اسارتش است که به‌صورت خاطره نوشته شده است. سید ناصر حسینی‌پور در شانزده سالگی، در آخرین روزهای جنگ، در جزیره مجنون به اسارت عراقی‌ها درآمد. وی در طول دوران اسارت شاهد وقایع تکان‌دهنده و دردآوری بوده و سعی کرده است دیده‌بان اتفاقات و حوادث ماندگار و درس‌آموز اسارت باشد و رفتارهای خوب  و بد عراقی‌ها را به‌صورت گزارش روزانه بنگارد؛ در عین حال که تلاش کرده است به امور روزمره نپردازد.

این کتاب در ابتدا در ۲۳ صفحه به‌صورت خلاصه و رمزگونه و با چند کد و کلمه کوتاه در دوران اسارت این نویسنده، به‌صورت مخفیانه نوشته  و بعد از آزادی وی، براساس تاریخ، کدها و جمله‌های کوتاه که هرکدام گرای خاطره و اتفاق خاصی بوده، بازنویسی شده است به طوری که توانسته است خاطرات ۱۸۷ روز  از ۸۰۸ روز اسارت  را به تحریر درآورد. نگارش پایی که جا ماند، از زمان آزادی نویسنده کتاب از دوران اسارت تا دوباره نویسی این کتاب و پیدا کردن نکات مبهم و حوادثی که از یاد وی  رفته بود، حدود ده سال طول کشیده است.

در  قسمت پایانی کتاب تصاویری از ۲۳ صفحه دفترچه جیبی که نویسنده از عراق آورده، ضمیمه شده است. این کتاب که در سال ۹۱ به چاپ رسید تا کنون بیش از دویست بار تجدید چاپ شده است.

متن تقریظ رهبر معظم انقلاب بر کتاب پایی که جا ماند، بدین شرح است:

بسمه تعالی
تاکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیده‌ام که صحنه‌های اسارت مردان ما در چنگال نامردمان بعثی عراق را، آن‌چنان که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد. این یک روایت استثنایی از حوادث تکان‌دهنده‌ای است که از سویی صبر و پایداری و عظمت روحی جوانمردان ما را، و از سویی دیگر پستی و خباثت و قساوت نظامیان و گماشتگان صدام را، جزء به جزء و کلمه به کلمه دربرابر چشم و دل خواننده می‌گذارد و او را مبهوت می‌کند. احساس خواننده از یک سو شگفتی و تحسین و احساس عزت است، و از سویی دیگر: غم و خشم و نفرت.  ۹۱/۶/۲

 

انتهای پیام/دانا

Go to TOP