در نشست تخصصی هنر معاصر عنوان شد:

هویت از راه جعل بوجود نمی آید /هنرمعاصر ایران دنباله بادبادک هنرجهانی است

آیدین آغداشلو در نشست تخصصی هنر معاصر، گفت: قبول کنیم نقاش ها هم رسالتی دارند، نقاشان را با نخریدن آثارشان تنبیه نکنیم و سر نبُریم.

به گزارش هنرما، آیدین آغداشلو در نشست تخصصی هنر معاصر که در کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان برگزار شد، ضمن اشاره به اینکه سخن گفتن درباره هنرمعاصر ایران، مبحث آسانی نیست، اظهارداشت: من از ۳۷ سال پیش وظیفه برنامه‌ریزی فرهنگی را از عهده خودم ساقط کردم و درنتیجه بیشتر ناظر بودم و سهم خودم را بصورتی دیگر ادا کردم و فکرکردم اگر بتوانم چندنهال اطراف خودم بنشانم که بعداً درختان سایه گستری بشوند که شدند سهم و وظیفه خودم را ادا کردم، بعد این درختان، زیاد شدند و باغی شد و من زیر سایه این درختان غنودم و آسوده شدم و هنوز هم هستم. برنامه ریزی فرهنگی پاسخ نزدیکی ندارد ولی من این پاسخ را گرفتم.

وی افزود: اصفهان شهر فرهنگی بزرگی است. تعدادی از بهترین دوستان من در اصفهان کار کردند و زیستند و باعث افتخار من بودند و تک تک هم رفتند یا مهاجرت کردند یا درگذشتند. این رابطه همیشه با اصفهان برقراربود. دوران نوجوانی که با اتوبوس به اصفهان می آمدم و سعی می کردم آجربه آجرش را بشناسم و نشد و نمی شود، شاید فقط مرحوم پیرنیا می توانست اینکار را بکند، در توان من و امثال من نبوده و نیست.

نقاش و گرافیست معاصر گفت: در ایام باستان رسم بود که اگر قاصدی در جنگی خبر شکستی را می آورد او را کشتند، تحمل خبر بد و شکست را نداشتند. همیشه اینطور بوده که غیظ، متوجه آورندۀ خبر می شود. من قاصدی نیستم که خبر شکست می آورد و شکستی هم درکار نیست. سالها نقد نوشتم و برگزیده آنها سال گذشته در ۸ جلد منتشر شد ولی دیگر ننوشتم چون هرخبر یا نقد تند و تیزی دل کسانی را می شکند و این دیگر در توان من نیست. من مبنا را بر شفقت استوار کردم و نمی توانم نامهربان باشم، اما در این جلسه درکنار همه شفقتی که نسبت به دوران و روزگارم خودم در قبل و بعد از انقلاب داشتم به نکاتی اشاره می کنم اما جمع بندی با شماست.

تاریخ هنرهای تجسمی ایران از حرکت بنیادی جامعه جدا نیست

این منتقد هنری تصریح کرد: نگاه به تاریخ هنرهای تجسمی ایران در وهله اول نمی تواند نگاهی مجزا از کل حرکتی بنیادی باشد که جامعه در آن شکل گرفته است مثلاً اگر در جامعه ای مسئلۀ پول اهمیت زیادی پیداکند آرام آرام و خزنده بخشی از ارزش گذاری اصلی می شود و هنرهای تجسمی هم از آن بی بهره نخواهد بود.

آغداشلو با اشاره به اینکه داریوش شایگان از استوانه های استوار فرهنگ معاصر است، گفت: ما نمی توانیم براساس ایده رمانتیک قرن نوزدهمی بگوییم که هنرمند باید سختی بکشد تا جهان اطرافش را آباد کند. من بعدها به این نتیجه رسیدم که شاید بدون سختی هم بتوان جهان را آباد کرد مانند داریوش شایگان که مرشد و دوست بسیارخوب من است اما در رفاه زندگی کرد و زندگی می کند و کارهم بسیار زیاد انجام داد و بسیار موفق بوده و هست، اما مثال این موضوع خودم نبودم چون من زندگی بسیارسختی داشتم. هنرمند درست است که جریان ساز است اما بسی اوقات که همراه جریان می رود بدون آنکه خودش بداند که کجامی رود.

مدیر اسبق موزه های هنرمعاصر و رضا عباسی تهران تأکید کرد: هر هفته دو یا سه هنرمند جوان با من تماس می گیرند و می گویند ما چطور باید آثارمان را در حراجهای بین المللی ارائه کنیم! اما آنها نمی دانند که هر حراجی با هنرمندان تثبیت شده کار می کند و حراجی جای تشویق نیست، حراجی جای پیداکردن هنرمندان جدید نیست و این مصیبت است. چرا این اتفاقات برای هنرمندان ما افتاده چرا یک جوان ۲۵ ساله باید دنبال حراجی باشد تا اثرش را با قیمت بالابفروشد!

قرارگرفتن در چهارراه تاریخ، انعکاس هایی داشته است

وی ادامه داد: من کتابی با نام “آقالطفعلی شیرازی” و مقاله ای درباره میرزارضای کلهر نوشتم و در هردو تأکیدکردم به اینکه آنها زندگی ساده و مطبوعی داشتند و ماحصل عمرشان را در جاه طلبی جستجو نمی کردند، خودشان را حقیر نمی پنداشتند اما کاری انجام میدادند که فکرمی کردند باید بکنند؛ اما دیگر من این معنا را خیلی کم می بینم چون من فکرمی کنم جامعه ما همراه مجموعه فرهنگی ما در چندسال اخیر پیشنهاد جدیدی برای جهان آورده و جهان را تغییرداده، این مجموعه به سهولات عمل نکرده و نمی کند و این چالشی است چون ما ماحصل عبور از دورانی بسیار دشوار هستیم.

هنرمند هنر نوگرای و معاصر ایران با تصریح اینکه برخورد معناها و نگاههای مختلف، قرارگرفتن در چهارراه تاریخ در بزنگاههای تاریخ، انعکاس هایی داشته و نباید از این غافل شد، تأکید کرد: بعد از انقلاب کبیر فرانسه که بسیار خونین بود، خطی بازشد برای نشان دادن جهان غرب و تعریف خودش را بازمی کند و نسل ها را ایجاد کرد که تاریخ مشخصی داشتند اما برای ما این مسیر، ساده ایجاد نشد، ما هربار در سر چهارراه حیرانی ایستادیم و گفتیم ما چی هستیم؟

هنرمعاصر ایران دنباله بادبادک هنرجهانی است

آیدین آغداشلو گفت: عمر من از عمر هنر مدرن ایران بیشتر است به عبارتی من متولد سال ۱۳۱۹ هستم و مجله خروس جنگی سال ۲۷ متولد شد بنابراین من ناگزیر در جریان هنرمعاصر بودم و تمام لحظه های این حیرانی و جبرانی اش را دیدم. هنرمعاصر ایران دنباله بادبادک هنرجهانی است.

وی با ارائه این پرسش که ما چطور توانستیم معضل حیرانی را حل کنیم، افزود: در اصفهان دوره شاه عباس، کاروانهایی از نقاشان هلند و ایتالیایی و فرانسوی به شهر سرازیر می شود. آرزوی هنرمندان ایرانی این بود که عین واقعیت نقاشی کنند، مثلاً اشعاری که درباره کمال الدین بهزاد سروده شده اشاره می کند که او آنچنان نقاش ماهری بود که وقتی پرنده ای می کشید آدم انتظارداشت با یک تلنگری آن پرنده پرواز کند، اما این درحالی است که نگارگری ایرانی چنین وظیفه ای نداشت ولی نشان می دهد که شاید این هم جزو آرزوهایش بوده است. ولی درکل اشاره می کند که دو عنصر جهان خیالی و جهان عینی درحال حرکتند و زمانی بهم می خورند و چالش دارند.

آغداشلو که سال ۹۴ موفق به دریافت نشان هنر و ادب شوالیه فرانسه شد، افزود: در نقاشی زند و قاجار به نوعی تعامل می رسیم و به نوعی کنارآمدن منجرمی شود، درواقع این ترکه دارد خم می شود و در دستهای کمال الملک این ترکه شکسته می شود و ما به نقاشی غربی و کلاسیک تن می دهیم. تابلوی نقاشی برای ما در صدسال گذشته تابلوی نقاشی واقع گراست اما این کنارآمدن همچنان ادامه دارد، همچنان جستجوی معنای فرهنگی و معنای محلی و حتی شخصی ادامه دارد. نگارگری ایران دوباره تجدیدمی شود یعنی عمری که تمام شده بود تا به اواخر قرن سیزده برسد، این عمر دوباه زنده می شود و دوباره آدمها جستجومی کنند و درواقع راه حلی دارد نشان می دهد که ما بفهمیم معنای مغفولی را داریم زنده می کنیم و با آن زندگی می کنیم.

وی خاطرنشان ساخت: در دوره حیات من این جستجو ادامه پیدامی کند و مکتب نقاشیخط و مکتب سقاخانه وضع می شود که همه پاسخی هستند برای نشان دادن مهارت. درواقع ما دنبال هویت بودیم، دنبال شکل دادن هویت بودیم.

هویت، جریان مداوم و مستمر حرکت یک گُل است در رفتار جوی آب

خالق مجموعه های خاطرات انهدام، سالهای آتش و برف، فاجعه آخرالزمان، معما، شفاعت فرشتگان و یادداشت های باغ ملک، تأکید کرد: هویت از راه جعل و تقلید و تکرار بوجود نمی آید، هویت، جریان مداوم و مستمر حرکت یک گُل است در رفتار جوی آب. هویت نشانۀ معنای متحرک است. ما نمی توانیم جعل هویت کنیم. هویت ایرانی، هویتِ تک تک شماست با بالا و پایین ها و ضد و نقیض ها، بنابراین صادق باشید که البته این لغت صادق خیلی خطیر است و من نمی توانم صداقت هنرمند را بسنجم ولی جعلش را درطول عمرم و بعد از گذشت سالها می توانم بفهمم و بگویم اینها معنای هویت نبودند و جعل هویت بودند و اولین راه برون رفت از این حیرانی، درک این نکته و این ضد و نقیض و این بالا و پایین و این خجالت ندارد. در این صورت شاید بتوانیم به پاسخ برسیم.

وی ادامه داد: هنر دوره معاصرما هنر غریبی است و در بسیاری وجود نمی شناسمش و تعقیبش نمی کنم و نادرستی از تحمل من خارج است، وقتی می بینم ما اصرار داریم که تقلیدکننده و دنبال کننده سریع حرکتهای جهان معاصر باشیم. ما جامعه مصرفی نبودیم پس پاپ آرت از کجاآمده! کیج آرت از کجا آمده! این همان جستجو برای پاسخ حیرانیِ ماست.

آغداشلو گفت: من قلبم می تپد برای هنرمندانی که بسیاری کارشان را با من آغازکردند و من به عنوان معلم، مهمترین کاری که توانستم درباره شان انجام بدهم این بوده که کاری به زور برایشان انجام ندهم و سعی کردم هرکس معنای درونی خودش را اولاً جستجو کند، ثانیاً پیدا کند و ثالثاً ظاهر کند، و چه بسیارند اینها و چه بسیارند کسانی که نان را به نرخ روز می خورند

وی با عنوان این سوال که ما چه چیزی کم داریم، گفت: ما نویسنده کم داریم، منتقد کم داریم، کتاب کم داریم، تحقیق کم داریم، پس هنرمعاصر ایرن از پشتیبان قوی برخوردار نمی شود و با دومین سوال، صورتش روی خاک می آید. ما کارشناس نداریم، ما کارشناسی در حوزه هنرمندان تثبیت شده ۵۰ سال گذشته مشخص است اما چه کسی می تواند درباره چیزی که در جریان است بنویسد!

دوران ما دوران زوال سلیقه است

وی به این نکته که فرهنگ یک عنصر همه جانبه است، وقتی بخشی کارنمی کند بخشهای دیگر صدمه می بیند، اشاره نمود و گفت: سلیقه را مطبوعات بوجود می آورند، سلیقه را کارشناسان بوجود می آوردند اما دوران ما دوران زوال سلیقه است درحالی که ما ایرانیها ترکیب کننده های فوق العاده ای بودیم که حصال، زیبا بود ولی الام ما مطلقاً سلیقه نداریم، کافی است به فرش زیر پایتان نگاه کنید.

ما به دوره نسل عقیم رسیدیم، نسل عقیم این نیست که زیبایی و مفهوم و معنا را تشخیص نمی دهد بلکه نسل عقیم نسلی است که اصلاً اهمیتی نمی دهد که تشخیص بدهد، برایش مهم نیست. ما در دوره ای زندگی می کنیم که دوره فضاحت سلیقه ها و دوره درخشش جوانهایی است که حرف بسیار برای گفتن دارند و به معنای واقعی معاصرند.

قبول کنیم نقاش ها هم رسالت دارند/نقاشان را با نخریدن آثارشان تنبیه نکنیم و سر نبُریم

آغداشلو ضمن اشاره به اینکه ما هنر جدی و هنر شوخی داریم و شاید هنر تزئینی بخشی از هنر جدی است و در میانه است، ادامه داد: درطول صدسال گذشته، هنر جدی ما هرطور عمل کرده باشد، اکنون هنرمندان جدی ما که شاید میانگین سنی شان ۳۰ سال باشد با جدی ترین هنرمندان صدسال گذشته پهلو می زنند.

وی گفت: نقاشی قرارنیست که منادی آخرالزمان باشد، آدم قراراست با نقاشی لذت ببرد. درمیان هنرمندان معاصرِ ما نسلی وجود دارد که جدی فکرمی کند و جدی کار می کند. شاید ما باید تربیت بشویم که به نقاشی بصورت جدی نگاه کنیم، قبول کنیم نقاش ها هم رسالتی دارند، نقاشها هم کارشان کارشان هشداردادن و خبردادن است و اگر جایی دیدید که نقاشی دارد خبر از شکستی می دهد یا خبر از اندوهی یا خبر از فاجعه می دهد، او را با نخریدن آثارشان تنبیه نکنیم و سر نبُریم.

گفتنی است، نشست تخصصی هنر معاصر، ازسوی کانون عکس سینمای جوان اصفهان و با حضور “آیدین آغداشلو” نقاش، گرافیست، نویسنده و منتقد فیلم، رئیس انجمن سینمای جوان اصفهان، “رضانور بخیتار” پیشکسوت عکاسی اصفهان، “غلامرضا مهیمن” پیشکسوت سینمای مستند اصفهان و و همچنین جمع کثیری از هنرمندان و دوستداران هنر در کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان برگزار شد. در این مراسم ضمن تجلیل از آیدین آغداشلو و معرفی وی به عنوان عضو افتخاری کانون عکس انجمن سینمای جوان اصفهان، از مجله کانون عکس انجمن سینمای جوان اصفهان رونمایی شد.

انتهای پیام/ایمنا

Go to TOP