هنر در تراز انقلاب(1)

آوینی برای انقلاب از همه چیزش گذشت آیا تتلو هم می گذرد؟

شایدحس حقیقت جویی آوینی را بتوان دلیل تغییر رویکردش از مرتضای کراواتی دلبسته فرهنگ غرب، تا آوینی هیپی موبلند و دست آخر هم دلبسته تفکر امام و تغییر جهتش تا قله ی شهادت!

هنرما- سید رسول زهرائی/  هنر را می توان خواستنی ترین جلوه زندگی جوانان و بزرگسالان نامید عرصه ای که کارش برانگیختن احساسات است.

به همین دلیل است که چند سالی است سیاسیون سراغ هنرمندان می روند و این قشر پای ثابت برنامه های گروهها و جریانات شده اند.

اما دقت در انتخاب هنرمند را می توان هنر یک جریان دانست ، جریانی که بد طینتی برخی از اعضایش و حتی وطن فروشی هنرمندش اثبات شده با سوار شدن بر موج احساسات مذهبی برداشت های زیادی می کند و از سوی دیگر ریان به حق، با یک انتخاب نادرست عرصه را بر خود و هوادارانش تنگ می کند و باعث کاهش مقبلیتش در انظار عمومی می شود.

تاریخ انقلاب اسلامی ما داشته است کسانی را که کنجکاوی هایشان در عرصه پرطمطراق هنر آنها را روی ریل سعادت قرار داده است.نمونه آن می توان به کامران آوینی اشاره کرد.

کامران یا همان سید مرتضی آوینی را شاید خیلی ها نشناخته اند. شاید بتوان آوینی قبل از انقلاب و بعد از انقلاب را با هم متمایز دانست.

آن دو دو شخصیت متفاوت با دو دیدگاه و تفکر جدا بودند. اما در هر دو تفکر یک چیز مشهود و واضح بود؛ آن هم رفتن دنبال حقیقت بود.

شاید همین حس حقیقت جویی آوینی را بتوان دلیل تغییر رویکردش از مرتضای کراواتی دلبسته فرهنگ غرب، تا آوینی هیپی موبلند و دست آخر هم دلبسته تفکر امام و تغییر جهتش تا قله ی شهادت!

آوینی در دانشگاه انسان سازی مشغول بود و همین راه سعادتش بود. چیزی که خیلی از مدعیان فعلی از آن بی بهره اند.

چیزی که در راستای تغییر دیدگاههای آوینی مشخص است این است که برای پست و جاه و مقام گذشته اش را نگذاشت و یک باره انقلابی شود که اگر اینطور بود هیچگاه فکه را برای خود انتخاب نمی کرد.

جایی که همه  خود را طلبکار انقلاب می دانند آونی بدون هیچ چشم داشتی دین خود را به این انقلاب ادا کرد درست مانند این تفکر که انقلاب ها انسان نمی سازند بلکه تفکر و ایده انقلابیون است که انقلاب ها را می سازد و آوینی درست یکی از همین ها بود.

می توان از آوینی به عنوان قهرمانی حکیم یاد کرد تا چیز دیگر .

چه می شود که یک تفکر، آوینی را از دایره پر احساس هنر، ادبیات و عرفان و تغزل می رهاند و از او یک انقلابی به تمام معنا می سازد.

چه می شود نوار کاستی از سخنان امام توسط فرهاد مهرداد به او داده می شود و همین مسیر زندگی این حکیم هنرمند را تغییر می دهد.

حالا این کامران سبیل نیچه ای سیگاری نیمه نیهیلیست می آید و می شود سید مرتضای ما…

آوینی سیاست زده نبود چرا که همه انقلاب را از دریچه هنر معرفی می کرد.

بعد از آوینی هم داشته ایم هنرمندانی که مسیر زندگیشان عوض شد.

از نمونه های بارز آن می توان در سال های قبل به تغییر مسیر الهام چرخنده و ایستادگی ستودنی اش در ماجرای حجاب اشاره کرد.

همه ماجرایش هم از یک تبریک نوروزی به نایب امام زمان(عج) شروع شد! بعد چادری شد و شد مبلغ حجاب و دهها دانشجو به دستش در دانشگاهها چادر را برای پوشش خود انتخاب کردند.

کسی که شاید بتوان گفت تنها زنی است که بعد از انقلاب صدایش به عنوان خواننده در سالن های سینما پیچید حالا شده یک انقلابی به تمام معنا!

این همه یک نمونه از ارزشی شدن، شش میلیارد شبکه های خارجی را می گذارد ، نقش های گاه و بیگاه سینمایی اش را رها می کند و می آید جلو دوربین سیما آن هم چادر به سر و به رهبرش قول می دهد زمان بازی چادر از سرش ننیفتد.

اما نمونه جدیدتری هم داریم!

نمونه ای که برخلاف دو نمونه قبلی، جریان انقلاب دارد برایش هزینه می دهد!

کسی که حاضر نیست حداقل حفظ ظاهر کند وجریان ارزشی هم مدتی است تاوان حضور این فرد را می دهد. امیر حسین مقصود لو (تتلو) را می گویم.

خواننده ریتم اند بلوزی (R&B) با ۴ میلیون فالوئر فیک شبکه های اجتماعی اش.

خواننده ای که حاشیه هیچ گاه رهایش نمی کند حتی کارهایی که به ظاهر ارزشی انجام می دهد. مثل خواندن روی ناو ارتش و یا این اواخر هم انقلابی شدنش در جریان انتخابات!

تصاویر ناهنجارش هرچن متعلق به سال های قبل است اما اظهار نظر های نامناسب او در مقوله های دیگر نمی گذارد سریع از دوران حاشیه هها گذر کند و یا خودش هم نمی خواهد.

تتلویی که حاضر نیست مرزبندی خود را با جریان انقلابی واضح و مشخص کند و یا حتی حفظ ظاهر کند با همان تتو ها و سبک خواندن و نوع ادبیاتش حاشیه سازی می کند گویا اصلا هیچ تحول و اتفاق خاصی رخ نداده است.

شاید بتوان استفاده نادرست از این خواننده را در جریانات سیاسی ارزشی هزینه ساز برای این جریان دانست و گفت آیا بهتر از این فرد وجود ناشت،؟

شاید اگر به جای تکیه و صرف انرژی در اثبات ندامت از گذشته ی تتلو صرف ارائه راهکار و برنامه و جذب چند هنرمند خاکستری و یا کم حاشیه می شد نتیجه مطلوب تری می گرفتیم.

آری وادی هنر با همه دلبری هایش مثل مرتضی آوینی می خواهد که از همه چیز حتی عشقش بگذذرد.

بعد هم که خدایی می شود از عشق الهی اش بگذرد و بگوید مکه برای شما فکه برای من و در همان فکه عارفانه شهید شود تا بتوان به عنوان الگویی روی آن حساب باز کرد.

انتهای پیام/

Go to TOP