خشونت و لاابالی گری رهاورد تازه ترین اثر بازار فیلم و سریال/ شهرزاد نماد دو بال ضد فرهنگ سینمای غرب

تولیدات سینمایی امروز در جامعه ایرانی وارد فاز جدیدی شده و با ظهور شبکه پخش خانگی تولید سریال ها، خارج از تلویزیون نیز رواج پیدا کرده است؛ سریال هایی که محتوای بسیاری از آن ها با فرهنگ جامعه سازگار نیست.

هنرما-عارف نصر/ تاریخ فیلم های سینمایی ایران دارای فراز و فرودهای بسیاری است و اختلافات بسیاری بر روی آن وجود دارد، اما به اذعان همه کارشناسان، اولین فیلم سینمایی ناطق سینمای ایران، فیلم «دختر لر» ساخته کارگردان ایرانی الاصل هندی در هند ساخته شد و همین موجب شد سینمای خودی از بن مایه های ابتدایی با بالیوود گره بخورد و تحت تاثیر فیلم های بالیوودی باشد.

فیلم های سینمایی سطح جهان برای موفقیت در بین عوام و فروش بالا بر روی دو نکته تمرکز می کنند که موفقیت یک فیلم حداقل به حضور یکی از این دو عنصر وابسته شده است.

مطالب جنسی و خشونت دو عنصر جدایی ناپذیر فیلم های سینمایی جهان است که برخی سینماها مانند سینمای هند بیشتر بر بعد جنسی، برخی سینماها مانند سینمای چین بر بعد خشونت و سینمای هایوود به عنوان بزرگ ترین سینمای جهان از هر دو عنصر استفاده می کند.

سینمای ایران نیز به سبب این که از سینمای هند اقتباس گرفته بود و از طرفی سینماگران ما یا تحصیل کرده آمریکا بوده و یا تحت تاثیر سینماگران و ستاره های سینمای هالیوود بودند، به همین جهت هر دو عنصر مطالب پورنوگرافی و خشونت در تمام فیلم های پرفروش ایرانی پیش از انقلاب که به اصطلاح فیلم فارسی نامیده می شود مشاهده می شود و این حجم بالا از تولیدات سینمایی در این موضوع سلایق مردم را جهت دهی کرده و کم کم نوعی تک سلیقگی در بین تمام مخاطبان این هنر هفتم در ایران پیش از انقلاب به وجود آورد و حتی دامنه آن را در لوای جدید ب پس از انقلاب کشاند.

وجود مفاهیمی مانند عشق های مثلثی، جاهلی و بزن بهادری، زن بارگی، خوانندگی و تن فروشی زنان، شرب خمر و ازدواج دختر ثروتمند و پسر فقیر از جمله مفاهیم پرتکرار در فیلم های سینمایی پیش از انقلاب بود که مورد تقبیح جامعه مذهبی آن دوران قرار گرفت؛ اما این فیلم ها مخاطبان خاصی خود را نیز داشتند و برخی از عوام به سبب تبلیغات سنگین روزنامه ها و مجلات و تبلیغات سطح شهر به سمت دیدن از این فیلم ها کشیده می شدند.

همین تاثیر و وجود تضاد بین سینما و ارزش های مردم موجب یک نوع رکود در سینما در ابتدای انقلاب شکوهمند اسلامی شد، اما تنها پس از گذشت چند سال سینمای ایران به نوعی پوست انداخت و با پرداختن به مفاهیم جدید خود را با زندگی روز کلیت جامعه هماهنگ کرد؛ نیمه دوم دهه ۶۰ سال های فاصله گیری زیاد از سینمای پیش از انقلاب بود که به سبب وجود موضوع مهمی به نام جنگ تحمیلی به سمت پرداختن به این موضوع مورد توجه مردم حرکت کرد.

این سینما اما در نیمه دوم دهه ۷۰ رو به افول رفت و فیلم های عاشقانه ای که تا آن روز مورد اقبال عموم نبودند، به سبب تغییرات فرهنگی حاصل از روی کار آمدن دولت اصلاحات جای خود را در بین آثار سینمایی باز کردند و زمینه را برای بازگشت به گذشته و ساختن فیلم های سطحی عوام پسند به سبک فیلم فارسی های پیش از انقلاب گشودند؛ اما نکته حائذ اهمیت در ا ین فیلم ها، حفظ برخی ارزش ها و عبور از برخی ارزش های کم رنگ تر در جامعه به سبب یک دست بودن فضای فرهنگی در آن زمان بود؛ سینماگران آن روز شاید مقوله سنت را به چالش می کشیدند اما هنوز به سبب جوی سنگینی که علیه خود در جامعه و نهادهای فرهنگی حس می کردند، بی مهابا به گذشته برنمی گشتند و مفاهیم جنسی، ارتباط خارج از عرف دو جنس و سرو مشروبات الکلی را جز تابوهای غیرقابل عبور جامعه می دانستند.

اما تخم تابوشکنی که این سینماگران در آن دهه بنا کردند، هر روز رشد کرده و با قدرت گیری در جامعه به دلیل خلا فعالیت نهادهای فرهنگی، تابوهای جدیدی را هر روز می شکست؛ ارزش هایی که امروز جای هیچ کدام از آن ها در محصولات تولیدی برای سینما و شبکه پخش خانگی دیده نمی شود.

تولیدات سینمایی امروز در جامعه ایرانی وارد فاز جدیدی شده و با ظهور شیکه پخش خانگی تولید سریال ها، خارج از تلویزیون نیز رواج پیدا کرده است؛ سریال هایی که شاید امروز مهم ترین آن ها «شهرزاد» و «عاشقانه» باشد.

این دو اثر به دلیل حضور بازیگران مطرح و استفاده از فیلمنامه ها و لوکیشن های جذاب مورد توجه تماشاگران خانگی قرار گرفته و حتی مسئولان هم آن چنان جذب آن شده که چشم را بر محتوای آن و عبور از خط قرمزهای متعدد توسط این دو سریال خانگی بسته اند که در نوشتار اول به سریال شهرزاد می پردازیم.

سریال شهرزاد که روایتگر زندگی خانواده های وابسته به یکی از افراد صاحب نفوذ کشوری در حین حوادث پس از کودتای ۱۳۳۲ است، بیشتر حول دختری می گردد که در هر یک از قسمت های داستان بین دو عاشق خود یعنی قباد وفرهاد دست به دست می شود؛ این سریال در کنار روایت اشتباهی که از کودتای ۱۳۳۲ و نقش خارجی ها در این کودتا دارد، عمدتا بر روی عشق مثلثی که بین شخصیت اول فیلم و دو چهره که یکی روشنفکر تحصیل کرده و دیگر لات و دارای نفوذ خانوادگی است می گذرد.

در ابتدای فیلم، سبک زندگی روابط و ضوابط موجود در آن دوران و زدوبندهایی که در این بین ایجاد می شود را نشان می دهد و شدت این زدوبندها را به جایی می رساند که فرهاد، جوان تحصیل کرده گرفتار در دست حکومت به دلیل مقابله با کودتا را آزاد می کند.

اما در ادامه به دلیل قدرت بزرگ آقا، معشوقه این جوان به عقد دوم قباد داماد خانواده درمی آید تا نازایی زن اول او یا همان فرزند بزرگ آقا را جبران کند و پس از به دنیا آمدن بچه او را طلاق می دهند و در ادامه فصل دو نیز شهرزاد پس از طلاق به عشق اول خود می رسد، هرچند هنوز قباد از او دست بردار نیست.

کلیت فیلمنامه این سریال یک نمونه کپی شده هرچند موفق از فیلم نامه های بالیوود و سینمای پیش از انقلاب است که بستر تاریخی آن به عنوان عامل جذبی مخاطب را پای تماشای خود می کشاند.

اما تنها پرداختن به جنبه های عشقی و بعضا جنسی در این فیلم موجب جذب این سریال به ویژه فصل اول آن نشده و صحنه های درگیری و رازآلود زدوبندها و توطئه ها نیز که شخصیت مانند آل پاچینو در پدرخوانده به بزرگ آقا می دهد و به خوبی از صحنه های این فیلم اقتباس شده است.

به عبارت دیگر دو بال رشد سینمای مبتذل در جهان به خوبی در این سریال ایجاد شده تا آن را به اوج فروش یک سریال در تاریخ سینمای بعد از انقلاب ببرد.

اما این تمام ماجرا نیست و وجود صحنه های مکرر سرو مشروبات الکلی و می گساری، استعمال مکرر سیگار، ضدوخورد، حجاب زننده و آرایش های غلیظ، همه و همه به حدی است که حتی صدای برخی مسئولان دولتی را نیز درآورده است.

از طرفی روابط خارج از عرفی که در زمان حال نیز نامتعارف محسوب شده در حافظه تاریخی بینندگان به خوبی جاباز کرده و دهه ۳۰ و ۴۰ را که نطفه های انقلاب در آن پرورش یافته را با عنوان های بی بندباری و میگساری و بی خیالی از اوضاع جامعه در ذهن مخاطب ثبت می کند.

نکته حائز اهمیت این فیلم نامه در حیطه حوادث کودتای ۱۳۳۲ و پس از آن، پرداختن به نقش دکتر فاطمی در ملی شدن صنعت نفت و رهبری قیام های مردم است، در این سریال آن چنان به نقش دکتر فاطمی پرداخته می شود که حتی مصدق هم به حاشیه رفته و گویی او یک مترسک در کنار فاطمی است؛ اما این اسطوره سازی های سریال برای شخصی است که به گواه بسیاری از کارشناسان عامل جدایی نیروهای ملی و مذهبی و شکست صنعت نفت با دوری مصدق از آیت الله کاشانی بود؛ فاطمی که از نیروی های چپ حاضر در کابینه مصدق بود در حال مورد تمجید و تعریف کاراکترهای مثبت فیلم قرار می گیرد که در کنار افرادی مانند رزم آرای مخالف صنعت نفت در لیست ترورهای انقلاب جمعیت فداییان اسلام قرارداشت و از ترور جان سالم به در برده بود.

حال جای این سوال مطرح است که آیا مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تنها به دلیل عوام پسند بودن، حاضر به صدور اجازه پخش برای این اثر شده و تبعات بلندمدت این فیلم در اذهان حجم کثیری از مردم جامعه و انحراف آن ها از اهدافی که رسیدن به آن ها جز وظایف این وزارتخانه است را فراهم کرده اند؛ این وزارتخانه چه پارامترهایی برای تایید یک اثر دارد که این فیلم با این حد عبور از خط قرمزها، از صافی آن رد شده است؟

انتهای پیام/

Go to TOP