داوود غفارزادگان؛

نویسندگی بدون افترا زدن

اگر یک هزارم پشتکار و سبکی که نویسنده‌های ما در دعواهای قلمی و افترا زدن به هم دارند، اگر در نوشتن داستان داشتند؛ امروز ما چند تولستوی داشتیم!

به گزارش هنرما؛ دنیای این روزهای نویسندگی حال و هوای خوبی ندارد. دنیایی که با همه جذابیتش حالا در سراشیبی مشکلات نویسنده‌تراشی و حقه‌بازی‌ها در جوایز قرار گرفته است حالا چه دولتی‌اش چه خصوصی‌اش و این موضوعی است که داوود غفارزادگان منقد و نویسنده به آن اذعان دارد هر چند او اعتقاد دارد مملکتی که با پول نفت اداره می‌شود بخش خصوصی ندارد اصلا و هر کسی به یک شکلی آویزان از این پول هست که اغلب دولت‌ها به شکل تکه استخوانی جلو این و آن می‌اندازند.
داوود غفارزادگان چهره ای چهار دهه ای از فعالان ادبیات داستانی ایران. داستان‌نویس، منتقد و مهم تر از آن مدرس. جزو نویسندگان تاثیرگذار و پرمخاطب در فضای ادبیات داستان ایران. بدون حاشیه.

شاید مهمترین مثال برای همین کار اعتراض او نسبت به نوع چاپ کتاب منتخب شاگردانش در دوره آموزشی داستان‌نویسی بنیاد ادبیات داستانی باشد که به گفته خودش به نشانه اعتراض در جلسه رونمایی آن حاضر نشد و یا نوع نگاه و اظهارات صریحش درباره جوایز ادبی.

به تازگی مجموعه‌ای از آثار این نویسنده از سوی انتشارات کتاب نیستان در دست بازچاپ قرار گرفته و به همین بهانه در گفتگویی با وی به مرور کارنامه ادبی او پرداختیم.

او به مهر می گوید: مردم کتاب‌های مطول سردستی را دوست دارند و بیش‌تر می‌خرند. چه اشکالی دارد. ناشر هم بالاخره کاسبی دارد می‌کند و باید به کسب و کارش رونق بدهد. مشکل این جاست که جایگاه‌ها درست تعریف نمی‌شود. ناشری که وام میلیاردی کم بهره یا بلاعوض می‌گیرد، غلط می‌کند می‌گوید من خصوصی‌ام. نویسنده‌ای که بابت رمانش چندین میلیون از فلان جا می‌گیرد یا با اسم مستعار برای تلویزیون میلی واریته می‌نویسد،‌ غلط می‌کند می‌گوید من مستقل‌ام. این بازی‌ها برای گول چارتا جوجه‌روشنفکر شاید خوب باشد اما در بحث جدی جواب نمی‌دهد!

به نظرم هر کسی باید کار خودش را بکند. مردم کتاب‌های مطول سردستی را دوست دارند و بیش‌تر می‌خرند. چه اشکالی دارد. ناشر هم بالاخره کاسبی دارد می‌کند و باید به کسب و کارش رونق بدهد. مشکل این جاست که جایگاه‌ها درست تعریف نمی‌شود و همه مدعی هم شده‌اند و هر کسی ادعای امام جمعه بودن دارد. طرف با کتاب زرد کاسبی می‌کند اما حرف که می‌زند می‌خواهد ادای جیمز جویس را در بیاورد. این‌ها کار را مضحک کرده است.

معتقدم اگر یک هزارم این پشتکار و سبکی که نویسنده‌های ما در دعواهای قلمی‌ و افترا زدن به هم دارند،‌ در نوشتن داستان داشتند الان ما چند تولستوی داشتیم. حالا فرق نمی‌کند چه دربخش به اصطلاح خصوصی و چه دولتی.

انتهای پیام/ هنرما

Go to TOP