به مناسبت میلاد فرزند حضرت امام رضا(ع)؛

جود، بخشش و کرامت از خصایص حضرت جواد الائمه(ع) بود

اینک امامی متولد می شود زیبنده به جود و بخشش. شخصیتی که فرشتگان عالم خبر آمدنش را مژده می دهند و در دهم رجب المرجب، حضرت جواد الائمه علیه السلام، میوه دل حضرت امام رضا علیه السلام پا به عرصه هستی می گذارد.

به گزارش هنرما، دهمین روز از ماه رجب، جشن میلاد فرزند دردانه امام رضا(ع) و گل سرسبد جود و احسان، حضرت جوادالائمه(ع) است. تولد نهمین آفتاب پرهیزکاری و سخاوت بر شیعیان و عاشقان جوادالائمه(ع) مبارک باد.!
زمان شادی یاران حق جواد آمد/ خوشا دلی که ز شادی دوست، شاد آمد
بلی به عاشر شهر رجب به امر خدای/ ولادت شه اقلیم دین جواد آمد
به شهریار خراسان روا بود تبریک/ جواد مظهر احسان و جود و داد آمد
به گفته آن پیشوای کرامت و زینت بخشندگان؛ «سه چیز است که رضوان خداوند متعال را به بنده می رساند: اول زیادی استغفار، دوم نرم خو بودن و سوم بسیاری صدقه.» ایشان می فرماید: «سه چیز است که هرکس آن را مراعات کند، پشیمان نمی شود: اول ترک کردن عجله، دوم مشورت کردن و سوم توکل کردن بر خدا به هنگام تصمیم.»
یکی از مشهورترین لقب های امام نهم، «جواد» به معنی بخشنده است. آن حضرت در صفت بخشندگی و سخاوت مانند پدران بزرگوارش، نمونه و زبانزد بود.
حضرت امام رضا(ع) در نامه ای به فرزندش، امام جواد(ع) چنین سفارش می کند: پس از دریافت این نامه به حقی که بر تو دارم، ورود و خروج خود را از در بزرگ خانه ات قرار ده و زمانی که تصمیم داری از خانه بیرون بروی، زر و سیم همراه خود بردار. تا هرکس از تو درخواست کرد، او را از کرم خود بهره‌مند کنی.
امام رضا(ع) تا چهل وهفت سالگی صاحب فرزندی نشده بود و همین مسئله، پیشوایی آن حضرت و تداوم سلسله امامت را نزد برخی مردم زیرسؤال برده بود. در نتیجه میلاد امام جواد(ع) مایه سرور امام و موجب خیر و برکت برای شیعیان شد. ابویحیای صنعانی می گوید:
روزی در محضر امام رضا(ع) بودم که فرزند ایشان، ابوجعفر را که آن زمان خردسال بود، آوردند. امام رضا(ع) به او اشاره کرد و فرمود: «این مولودی است که برای شیعیان ما، بابرکت تر از او زاده نشده است.»
امام محمدتقی(ع) اولین امامی بود که در کودکی به امامت رسید. این پرسش در ذهن بسیاری از مردم ایجاد شد که شخصی با این سن کم، چگونه می تواند جانشین پیامبر باشد؟ درحالی که این اتفاق بی سابقه نبود.
خداوند در قرآن مجید درباره حضرت یحیی و رسالت او در دوران کودکی چنین می فرماید: «وَآتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا؛ ما فرمان نبوت را در کودکی به او دادیم.»
امام جواد(ع)، با وجود سن کم، در مناظره ها و بحث های علمی بسیاری شرکت می کرد که بعضی از آنها بسیار جالب توجه و شنیدنی است. حل مشکلات بزرگ علمی و فقهی، اعجاب دانشمندان و عالمان هم دوره آن حضرت را برمی انگیخت.
امام جواد(ع) از نگاه دیگران
سبط بن جوزی پس از بیان تاریخ تولد و شهادت حضرت می گوید: «او در علم، تقوا، پرهیزکاری و سخاوت، چون پدر بزرگوارش امام رضا(ع) و دنباله رو او بود.»
ابن ابی طلحه در کتاب مطالب السئوول فی المناقب آل الرسول درباره شخصیت امام جواد(ع) می نویسد: «او گرچه صغیرالسن است، ولی کبیرالقدر و رفیع الذکر است.»
علی بن محمد احمد مشهور به ابن صباغ که فقیهی مالکی است، درباره آن حضرت می گوید: ما چه گوییم در جلالت و مقام امام جواد(ع) و فضیلت و کمال و عظمت و جلال او. حضرتش در میان طبقات ائمه(ع) سنش کمتر از همه و قدر و شأنش عظیم است. او در اندک مدتی از عمر شریفش کراماتی بسیار و معجزاتی بی شمار از خود نشان داد و فضیلت کمال را طی کرده و از تراوش دانش و بینش خود اثرها گذاشته… چه بسیار مجالس و محافلی که احکام و مسائل حلال و حرام را بیان نموده و زبان دشمنان بدفرجام را به منطق صحیح خود الکن کرده است. چه بسیار انجمن ها و محافلی که در رأس خطبا قرار گرفته و در مقابل خود، تمام فصحاء و علما و حکما را تحت الشعاع قرار داده است.
ابن تیمیه می گوید: «محمد فرزند علی ملقب به جواد، از بزرگان و اعیان بنی هاشم است که در سخاوت و بزرگواری شهرت تام دارد.»
ابن هجر هیثمی می نویسد: «مأمون او را به دامادی انتخاب کرد؛ زیرا با وجود سن کم، از نظر علم و آگاهی و حلم، بر همه دانشمندان برتری داشت.»
امام محمدتقی(ع) از هر فرصتی برای جهاد علمی و تربیت شاگردان و اصحاب شایسته استفاده می کرد، ولی به سبب مراقبت های شدید دستگاه خلافت عباسی، تعداد یاران آن حضرت نسبت به زمان امام صادق(ع) کاهش یافت. مرحوم شیخ توسی روایت کنندگان سخنان آن حضرت را ۱۱۳ نفر نوشته است، درحالی که این تعداد در مکتب امام صادق(ع)، به بیش از چهارهزار نفر می رسید.
فضای سیاسی و اجتماعی
امام جواد(ع) در دوره ای امامت خویش را آغاز کرد که به رغم اقتدار شیعیان، عرصه سیاسی و اجتماعی جامعه گرفتار چالش های عمیق عقیدتی و درگیری های مختلف شده بود.
دوران امامت آن حضرت با خلافت دو نفر از خلفای ستم پیشه عباسی (مأمون و معتصم) مقارن بود.
مأمون به دلیل این که با قتل امام رضا(ع) دچار بدنامی و تزلزل شده بود، صلاح نمی دید که بیش از آن به آزار امام جواد(ع) بپردازد. هم چنین به دلیل قدرت شیعیان در آن روزگار تمام سعی خود را بر آرام نگه داشتن اوضاع مصروف می داشت، لذا به منظور دست یابی به چنین هدفی ناچار شد آن حضرت را مانند پدرش امام رضا(ع) در قدرت سهیم کند. امام ولایتعهدی را قبول کرد، مشروط بر این که هرگز در کاری دخالت نکند و این امر مشروع بودن حکومت خلیفه را با سؤال روبه رو می کرد. امام جواد با گذاشتن شروطی مبنی بر دخالت نکردن در امور، عملاً ناچار شدن خود را به پذیرش ولایتعهدی به نمایش گذاشت و نقشه خلیفه را که با این هدف درصدد کسب مشروعیّت بود، ناکام گذاشت.

مسأله مخاطره آمیزی که در این مقطع حسّاس شیعیان را تهدید می کرد، قدرت گرفتن و پیشرفت «مذهب معتزله» بود. مکتب اعتزال در آن زمان رواج و رونق بسیاری گرفته بود و حکومت وقت از طرفداران آن بسیار حمایت می کرد. آنان دستورات ومطالب دینی را به عقل خویش عرضه می نمودند و آن چه را که عقلشان صریحاً تأیید می کرد، می پذیرفتند و بقیّه را انکار می کردند و چون نیل به مقام امامت در سنین خردسالی با عقل ظاهر بینشان سازگار نبود، پرسش های دشوار و پیچیده ای را مطرح می کردند تا به پندار خویش حضرت جواد(ع) را در میدان رقابت علمی و سیاسی شکست دهند. امّا آن امام با پاسخ های قاطع و استدلال های قوی از این مناظره ها سربلند بیرون آمد و هرگونه تردید در مورد امامت خویش را از بین برد و اصل امامت را تثبیت نمود و نشان داد که برخورداری از منصب الهی در خردسالی هیچ مشکلی ندارد.
از دیگر مسائل مطرح در این عصر، تهاجم عقیدتی و نیرنگ بازی های دو خلیفه ملعون عباسی(مأمون و معتصم) با مردم بود. به گواهی تاریخ مأمون مکّارترین و منافق ترین خلیفه عباسی بود که برای کسب پیروزی نهایی و قطعی بر اندیشه شیعه بسیار کوشید و هدف نهایی وی از تشکیل مناظره با امامان شیعه شکست ایشان و در نهایت سقوط مذهب تشیّع بود، زیرا او می خواست برای همیشه ستاره تشیّع افول کند و بزرگ ترین مانع در برابر حاکمان غاصب و ستمگر از میان برداشته شود، امّا در چنین عصری امام محمد تقی(ع) قاطعانه و با اقتدار الهی تمام در برابر انحرافات، مسامحه ها، توهین ها و دیگر مکرهای خلفای باطل ایستاد و از حقانیّت دین اسلام و شیعیان دفاع کرد.(۱) ایشان به رغم محدودیّت های موجود از سوی دستگاه خلافت، از طریق نصب وکلا و نمایندگان، ارتباط خود را با شیعیان حفظ می کرد. در سراسر قلمرو حکومت مأمون و معتصم آن حضرت کارگزارانی را اعزام می کرد و با فعالیّت های سیاسی گسترده از تجزیه نیروهای شیعه جلوگیری می‌کرد.
از جمله: آن بزرگوار به وکلای خود اجازه می داد که به درون دستگاه خلافت نفوذ کرده و مناصب حسّاس حکومتی را در دست بگیرند. هم چنین برخی از کارگزاران امام نیز به عنوان حاکم شهرها منصوب شدند و همه امور را با دقّت تحت نظر داشتند. در دوران امامت امام نهم بعضی از انحرافات عقیدتی مطرح بود که ریشه در دوران های قبل داشت، ولی آن بزرگوار به مناسبت هایی با این انحرافات برخورد می کرد و با اعلام موضع خویش، نظر حق و صائب را بیان می نمود و مردم را از باورهای ناصحیح و غلط باز می داشت.

امام جواد(ع) در برابر فرقه هایی که در دوران امامتش وجود داشت، شیعیان را راهنمایی می کرد. یکی از این فرقه ها اهل حدیث بود که مجسّمی مذهب بوده و خدا را جسم می پنداشتند. امام درباره آنان به شیعیان می فرمود: اجازه ندارند پشت سر هر کسی که خدا را جسم می داند، نمازگزارده و به او زکات بپردازند.
واقفیّه یکی دیگر از فرقه های موجود انشعابی از شیعه بود که به صورت معضلی بزرگ در مقابل شیعیان مطرح شده بود؛ آنان کسانی بودند که پس از شهادت امام کاظم(ع) بر آن حضرت توقّف کرده و امامت فرزندش علی بن موسی الرضا(ع) را نپذیرفتند.
زیدیه نیز فرقه ای بود منشعب از شیعه که طعن آنان بر امامان معصوم(ع)، سبب موضع گیری تند ائمه در برابر این گروه شد، چنانکه در روایتی از امام جواد(ع) واقفیّه و زیدیّه مصداق آیه: «وجوهٌ یومئذٍ خاشعهٌ عاملهٌ ناصبه» خوانده شدند و در ردیف ناصبی ها قرار گرفتند.

انتهای پیام/

Go to TOP